یه کلمه ی خیلی قشنگ وجود داره به نام «Tacenda»یعنی :«چیز های که بهتره ناگفته بمون! مسائلی که باید در سکوت از اونها چشم پوشی کرد..»
درست مثل وقتی که انقدر کسی رو دوست داری که حتی وقتی از رفتاراش ناراحت میشی باز راضی به سکوت میشی..!
میدونی، یسریام فقط میان تو زندگیت که هر چند وقت یبار قلبتو از جاش در بیارن و تو مشتشون خوردش کنن و بعد بزارن سرجاش!
بعد یه مدت باهاش حرف میزدم. حس میکردم یه آدم دیگست. مدام دنبال اون آدمی میگشتم که قبلا میشناختم. اون خصوصیاتی که ازش حفظ بودم. اما مدام هی غریبه تر میدیدمش. حس میکردم با یکی دیگه اشتباهش گرفتم. هیچوقت نفهمیدم چجوری این همه عوض شد.
یادمه بچه بودم ناراحت که میشدم میرفتم تو تخت خوابم خودم و میزدم به خواب
از خواب که بیدار میشدم همه چی خوب میشد!
اما الان تخت خواب جواب نمیده..
یه چیزی که خوب فهمیدم اینه که
آدما تغییر میکنن.
یکی خوب میشه،یکی بد...
کاری به اون آدم خوبه ندارم.
دمش گرم که موند و سعی کرد هیچی روش تاثیر نزاره...
اما یه سوال!
اون آدم بده چرا بد شد؟
چی به روزش اومد که انقدر عوضی شد؟
چند بار قلبش شکست؟
چند بار صبر کرد و تلاش کرد که همه چیز خوب شه؟
چند بار گریه کرد؟
کسی میدونه؟
دلم میخواد بهت بگم اگه دلت گرفت بیا پیش من. من سکوت میکنم حرفاتو بزنی، ساکت میمونم تا گریه هاتو کنی و فقط بغلت کنم.
اگه بخوای فقط برات شعر میخونم تا آروم بگیری.
دلم میخواد بهت بگم هرچقدرم بد باشی من قضاوتت نمیکنم و پیش من برات امنترین جاست.
گفت ما اونقدر سادهایم که اینقدر میبخشیمش که دیگه باورش میشه که هرکاری بکنه میبخشیمش باز و اگر یه بار نبخشیمش، دیگه جای معذرت خواهی، ازمون شاکی هم میشه
یه گزينه ای هست براي آدم های عاشق
اونایی که خيلی خودشونو ميبازن
همونایی که جونشونو ميدن
گزينه اي به نام "تنفر"
اينا اونقدر عشق و محبت نثار عشقشون ميكنند
که آدم فكر ميكنه چقدر ساده ميشه از اينا سوء استفاده كرد
اما دريغ از اينكه اونا هم آدم هستن و صبر دارن
و یه جایی اين صبرشون تموم ميشه
و وای به حال روزی که صبرشون تموم بشه
و معشوق دلشونو بشكنه
و تمام آن همه عشق تبديل ميشود به یه "تنفر"
یه کلمه هست به نام «Abditory» به معنی مکانی که میشه اونجا مخفی و گم و گور شد؛ جایی که فقط شما و يك نفر دیگه اون رو بلدید، جایی مثل مخفیگاه...
شدیدا به یه همچنین جایی دور از آدماء فضای مجازی و زندگی روزمره با بهترین آدم زندگیم نیاز دارم
باد مارا خواهد برد
گفتم: میدونی چرا از تاریکی های زندگیم و خستگیام فقط به تو میگم؟ گفت: چرا؟ گفتم: چون تو تنها نقطه ی ر
تو زبان ترکی ؛ وقتی دونفر خیلی بهم میان میگن که خدا "خاکِ اینارو از یه جا برداشته"
خیلی تشبیه قشنگیه..!(: