مرده به کسی که پشت تلفن بود با خنده میگفت:
زنگ زدم همین یه مصرع شعر رو بخونم برات
“ما را به نامه نیز فراموش کردهای؟”
به من توجه کن
قشنگ قشنگ صدام کن
بی هوا بغلم کن
تو چشمام نگاه کن و باهام حرف بزن
با من حرف بزن
بذار باور کنم که منم هستم.
من رو هم میبینی.
خدایا توروخدا یه دوستِ خوب برام بفرست که با خوب بودنش من رو هم تبدیل کنه به یه دوستِ خوب.
البته برعکسشم میشه
مثلن منو تبدیل کنی به یه دوستِ خوب تا یه دوست خیلی خوب پیدا کنم.