هی میگم برم توی تلگرام کانال بزنم
بعد یادم میوفته توی ایتا صد سال یه بار علائم حیاتی دارم و میرم چاییم رو بنوشم.
Wallflower
اینجا بازار بزرگ تهران _سبزه میدون_ هست، دهه اول هرروز از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ یه تعزیه کوچیک و جمع و جور اجرا میکنن.
جایی برای آهسته اشک ریختن و غم ارباب رو حس کردن، در شلوغی و هیاهوی بازار.
امروز، روزیه که آقای چمران به آرزوی خودش رسید.
آقای چمران توی خاطراتش نوشته بود:
«بر من چه میگذرد؟… نمیدانم. ولی آنچه میدانم آنکه شهادت سادهترین راه نجات من است.»
و من در حالی که توی «نمیدانم بر من چه میگذرد»ترین روزهای زندگیمم، به کسی که حسی شبیه به حس من رو تجربه کرده بود پناه آوردم و نوشتم و حرف زدم و سبک شدم.
و بله من به اینکه خدا باهام حرف میزنه _با نشونههایی که سر راهم قرار میده_ باور دارم.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
با ما و بی ما آن دلاویز کهن زیباست
در راه بودن، سرنوشت ماست
روز همایون رسیدن را، پیوسته باید خواست