eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
166 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید کار درستی کردند عشق را در کتاب‌ها گذاشتند، شاید عشق نمی‌توانست جای دیگری زنده بماند.
تو مپندار که من فکر تنم نگران سرطان وطنم! او که بیمار شود ما همه نیز، من که بیمار شوم یک بدنم وطنم از تن من خسته تر است درک کن درد مرا از سخنم.. به تو سوگند که از غصه خویش لحظه ای پیش تو من دم نزنم من شفا میطلبم بهر وطن، نه شفای بدن خویشتنم.
هدایت شده از Sirck
می‌خواهم به خواب بروم. حس کرختی در من موج می‌زند؛ مثل ساحلی که با هر موج دریا، خاطره‌ای را از میان ذهنم بیرون می‌راند. وقتی چشم‌هایم را می‌بندم و سعی می‌کنم خاطرات را مرور کنم، دریا آنها را از من پس می‌گیرد تا فردا دوباره به من بازگرداند. مدت‌هاست که با این احساس زندگی می‌کنم. در دل تاریکی احساس نامیدی، جستجو برای یک پرتو نور، یک امید کوچک، من را به سمت دیواری از ناامیدی می‌برد. آیا این تاریکی هرگز به پایان خواهد رسید؟
آدم می‌تواند همه چیز را به متن ترانه‌ها ربط دهد. همانطور که می‌تواند در هر ساختاری از واقعیت معنایی بیابد. _ شتابان زیستن ، بریژیت ژیرو
این حرف‌ها را فکر نکرده زدید. بنابراین حقیقت است. _قمارباز ، فئودور داستایوفسکی
کمی بیش از یک سال و نیم از آن زمان گذشته و احساس می‌کنم که از یک گدا حقیرترم. گدا چیست؟ گدایی که اهمیتی ندارد. من خودم را به دست خود نابود کرده ام. چیزی نمی‌شناسم که بتوانم وضع خود را با آن مقایسه کنم. هیچ رغبتی ندارم که به زور روحیه در خود القا کنم. در چنین وضعی هیچ چیز بی‌معنی‌تر از القای روحیه نیست. وای از این مردم از خود راضی! وراجی که خرجی ندارد! با چه خودپسندی سرشار از غروری داوری می‌کنند! اگر می‌دانستند که من وضع کنونی خود را تا چه پایه زشت و نفرت آور احساس می‌کنم زبانشان برنمی‌گشت که به من درس زندگی به اخلاق بدهند. آنها چه چیز تازه‌ای دارند که به من بگویند که من خود ندانسته باشم؟ و آیا به راستی مسئله مهم این است؟ مسئله اینجاست که اگر این چرخ بخت یک دور دیگر می‌زد همه چیز عوض می‌شد و من یقین دارم که همین معلمان اخلاق اولین کسانی بودند که با خوشرویی شوخی کنان نزد من می‌آمدند و به من تبریک می‌گفتند. _ قمارباز ، فئودور داستایوفسکی