eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
167 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
شب، هلاکم می‌کند اندیشهٔ غم‌های روز...
-خاطرات..خاطرات.. کاش هیچوقت خاطره ای باهم نداشتیم، کاش آن روزها مانند دو غریبه در کنار هم می‌نشستیم و هر کدام مشغول کار خود می‌شدیم..اما او را مرا در آغوشش کشید، به دنیای خودش برد جایی که تمام لحظاتش را با هم خاطراتی از جنس نور ساختیم و حال که مرا ترک کرده، من ماندم و مرور خاطرات با او بودن..بدون حضور او در کنارم..اگر خاطره ای برای مرور نداشتم شاید دیگر نبودنش در کنارم در این توهمی که اسمش را واقعیت گذاشتیم دردی نداشت.. +چرا فقط نمیزاری اون خاطرات توی همون دنیا بمونن..شاید تمام ان خاطرات تعلقی به این دنیا ندارند..چرا نمیزاری همونجا بمونن..چرا نمیبینی که داری درد می‌کشی؟ -یادگار او.
به شانه‌ام زده‌ای که تنهایی ام را تکانده باشی ؛ به چه دلخوش کرده‌ای؟ تکاندنِ برف از شانه‌های آدم‌برفی؟
هدایت شده از ناگفته هایم؛
Daryae Man Song.mp3
زمان: حجم: 2.3M
1:00
«چه می‌شد اگر به تو می‌گفتم که من از تحمل کردن قلب خودم عاجزم؟» 📖ویرجینیا وولف / شب و روز، ۱۹۱۹
وآخر سر، در هیاهویِ مغزم کسی را کشتم؛ که روزی بهترینم بود.
شد،شد نشد فقط از دور نگاهت میکنم..
هیچ‌آگاه شدنی بدون رنج نخواهد بود. _یونگ
روزی به مشکلاتی که اکنون مرا رنج می‌دهند خواهم خندید و از پنجرهٔ بیمارستان روانی به بیرون خیره خواهم شد.
ماییم‌و ز وصف یار گفتن باتو