به شانهام زدهای که تنهایی ام را تکانده باشی ؛
به چه دلخوش کردهای؟
تکاندنِ برف از شانههای آدمبرفی؟
«چه میشد اگر به تو میگفتم که من از تحمل کردن قلب خودم عاجزم؟»
📖ویرجینیا وولف / شب و روز، ۱۹۱۹
روزی به مشکلاتی که اکنون مرا رنج میدهند خواهم خندید و از پنجرهٔ بیمارستان روانی به بیرون خیره خواهم شد.
اگرچه ما ساکن کالبد خویشیم،بیش از ذره ای از کیستی خود را نیافته ایم.
_آلن دوباتن