اگه دیگه از ته دلت نمیخندی و شاد نیستی، بگرد و ببین برای از دست دادن چه کسی یا چه چیزی سوگواری نکردی.
اگه دیگه نمیتونی به کسی دل ببندی و عاشق بشی، بگرد و ببین چه کسی رو هنوز به خاطر اشتباهاتش نبخشیدی .
اگه دیگه انگیزه ادامه دادن نداری، بگرد و ببین با کدوم حسرت زندگیت هنوز کنار نیومدی.
اگه دیگه خودت و دوست نداری، بگرد و ببین تیکه های عزت نفست و تو چه اتفاقی از دست دادی.
قبل از اینکه به خودت بیای و ببینی همه سالهای عمرت رو با غم، خشم، حسرت و پوچی گذروندی؛ بگرد و ببین کجای داستانت خودت رو گم کردی !
گوش هایم را میگیرم،
چشم هایم را میبندم،
زبانم را گاز میگیرم،
ولی حریفِ افکارم نمیشوم!
چقدر دردناک است فهمیدن.
خوشبحال عروسکِ آویزان به آینهی ماشین،
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد.
کاش زندگی از آخر به اول بود،
پیر بدنیا میآمدیم
آنگاه در رخداد یک عشق؛ جوان میشدیم،
سپس کودکی معصوم میشدیم و در
نیمهشبی با نوازشهای مادر آرام میمردیم.
من اگر اینقدر مراعاتِ احساسات آدمها را نمیکردم و اینقدر به احتمالِ رنجیدنِ دیگران فکر نمیکردم و بابت کوچکترین کمتوجهیِ اتفاقیام احساس گناههای فلجکننده نمیگرفتم و توضیحات اضافه نمیدادم و سعی در جبران هر احتمالِ دلخور شدنی نداشتم؛ بدون شک الآن آدمِ مغرورتر، بیغصهتر و موفقتری بودم..
می گفت: "آدما اونقدر که تو فکر می کنی شکننده نیستن وظرفیتشون به مو بند نیست، نیازی نیست همیشه چتر نجات و منجی باشی. تمرکزتو بذار رو خودت و حال خودت، هیچ کس بدون تو نمرده و هیچ کس بدون تو نمی میره، بذار هرکس درد، تجربه بد، شکست، اون ناکامی مخصوص زندگی خودشو، خودش تجربه کنه و بزرگ شه."
باید اینارو یادم بمونه.
درون خود را مانند زخمی باز کرد. تمام وجود خود را دید: افکار، افکارِ درباره افکار، افکارِ درباره افکارِ ناشی از افکار.
-ژان پل سارتر
برای تو چه بگویم؟
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده
که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند؟
- غلامرضا بروسان
+ روانشناس داخل تلویزیون میگفت: اگر میخواهید آرامش داشته باشید باید آدمهای منفی زندگیتان را کمتر ببینید.
" همه ی آینه ها را از خانه جمع کرد* "
هر انسانی سزاوار این است که حداقل یک دوست داشته باشد که بتواند سر ترسها و رازهایش، سر احساس گناه و شادیاش به او اعتماد کند. هرکسی سزاوار یک نفر است که بتواند به چشمهایش نگاه کند و بگوید: «تو کافی هستی. تو با تمام زخمهایت، بینقصی.»
-بریتنی سیچری