eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
167 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
که آمده است به دیدار من غمی دیگر ! -سامانی
‌درون خود را مانند زخمی باز کرد. تمام وجود خود را دید: افکار، افکارِ درباره افکار، افکارِ درباره افکارِ ناشی از افکار. -‌ژان پل سارتر
من‌ازدیوانه‌ها‌دیدم‌هزاران‌عاقلِ‌مرده
برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند؟ - غلامرضا بروسان
‌‌‌‌+ روانشناس داخل تلویزیون میگفت: اگر می‌خواهید آرامش داشته باشید باید آدم‌های منفی زندگیتان را کمتر ببینید. " همه ی آینه ها را از خانه جمع کرد* "
هر انسانی سزاوار این است که حداقل یک دوست داشته باشد که بتواند سر ترس‌ها و رازهایش، سر احساس گناه و شادی‌اش به او اعتماد کند. هرکسی سزاوار یک نفر است که بتواند به چشم‌هایش نگاه کند و بگوید: «تو کافی هستی. تو با تمام زخم‌هایت، بی‌نقصی.» -بریتنی سی‌چری
خاطرات ثبت می‌شوند. آیا تا به حال تأملی درباره‌ی عاملِ ثبت خاطرات کرده‌ای؟ خاطرات آنچه که با دوربین‌ها زنده و یادآور نگه داشته می‌شوند خلاصه نمی‌شود. پس چیست آن چشم‌هایی را که صحنه‌ها و لحظه‌هایی را می‌بیند و حسش می‌کند که با دوربین نمی‌توان ثبت کرد. خاطرات در قلب زنده است. خاطرات... در چشم‌ها زنده است.
مغزم، مغزم درد می‌کند از حرف زدن. چقدر حرف زده‌ام. چقدر در ذهنم حرف زده‌ام. خروار خروار حرف با لحن و حالت‌های متفاوت، مغایر، متضاد و... گفته‌ام و شنیده‌ام، خاموش شده و باز برافروخته‌ام، پرخاش کرده و باز خوددار شده‌ام، خشم گرفته‌ام و لحظاتی بعد احساس کرده‌ام چشمانم داغ شده‌اند و دارند گر می‌گیرند، مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند .
محوِ دیدارِ تو را چشمِ تماشا در دل است :) -شهرستانی
حس میکنم با برگه ی شانس من دلمه درست کردن.. این وضعیت واقعا طبیعی نیست