گر مرا هیچ نباشد
نه به دنیا نه به عقبی؛
چون تو دارم همه دارم
دگرم هیچ نباید .
_سعدی
به آنان که ما را رها نمودند
در خاک خالی، بیآب و بیگیاه
بیهیچ اشک و آه
بگویید:
ما ریشه در خویش داشتیم !
و سبز گشتیم
و سبز شد بهار…
قطعا چیزی
از قلبت نوشیده ام،
یا عطر تنت را بوییده ام ؛
که دلم مدام بهانه تو می گیرد
و بی قرار است .
امیدوارم همیشه جایی برای برگشتن داشته باشی،
و کسی جایی منتظرت باشد،
و دلیلی برای ادامهدادن پیدا کنی،
و وقتی دلتنگی، یاد چشمهایی بیفتی که آشوبت را تسکین میدهد...
میگفت گاهی انگار توی دلم ویولن میزنند؛
میگفت من موسیقی بلد نیستم، اما قشنگ میزنند تلخ میزنند..
گفت: مرا یادت هست؟
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم،
چرا یادم به وسعت همهی تاریخ است؟
و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
آدمهایی که روح بزرگی دارند، عقدههای کمتری دارند،
شعور بیشتری دارند و قلب مهربانتری،
برای همین نباید از آنها ترسید.
اما آدمهای کوچک و حقیر با عقدههای بزرگ ترسناکند،
چون از صدمه زدن به دیگران هراسی ندارند .
_چارلی چاپلین
«بوسه بر چشمها، بیخوابی را میزداید
بر چشمانت بوسه میزنم»
_مارینا تسوتایوا