میخواهی درد هایم برایت بگویم؟
بشین باهم چای بخوریم ، نه اینکه درد هایم مختص چای خوردن باشد ها ! نه ..
فقط دلم میخواهد با تو چای بنوشم .
غم ها را ؟ آن ها را بیخیال
تا دلت بخواهد همیشه هستند ..
اما تو؟ کمیابی .
بهترین نصیحت رو چارلی چاپلین میکنه:
"کم باش!
اصلا هم نگران کم شدنت نباش
آن کسی که اگر کم باشی گمت کند
همانیست که اگر زیاد باشی حیفت میکند!
سعی نکن متفاوت باشی،فقط خوب باش!
این روزها خوب بودن
به اندازه ی کافی متفاوت است"!
من هنوزم مثل بچه ها رو قولِ آدما حساب میکنم،
يعنی اين شكلی ام که اگه فلانی قول داد پس اوکیه دیگه ، حتما بهش عمل میکنه .
تن سپر کردیم پیش تیر باران جفا
هرچه زخم آید ببوسیم و ز مرهم فارغیم
- خاقانی
در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را میفهمد، رهایش نکن
چقدر آنها که ما را نمیفهمند بیشمارند...
"اصلا" نمیدانم
فاصلهام با تو به چه اندازه است ؟
کم است یا زیاد ؟
دور است یا نزدیک ؟
اما میخواهم بدانی که من ؛
حتی از یک فاصله دور
تو را
زیاد دوست خواهم داشت..
زیر درخت گردو -
بخند . هنوز میشود از گوشهی لبخندت ، امیدی برداشت :)
لبخند بزن. اینجا قلبیست، که لبخندت را بسیار دوست دارد .
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن،
از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است
که در واژهٔ عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد...
_محمود دولتآبادی