میایستد روبهروی پنجره ،
دست میکشد به موهایش میگوید:
پریدن ربطی به بال ندارد.
قلب میخواهد.
_ گروس عبدالملکیان
کوشش بیهوده کردم تا فراموشش کنم
کار غم در خاطر دیوانگان یادآوریست .
_ هادی محمدحسنی
تو دلم گفتم کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند.
_ عباس معروفی ، سمفونی مردگان
هدایت شده از اندوه پرست
تو را زنانه میخواهم. زیرا تمدن زنانه است، شعر زنانه است، ساقۀ گندم، شیشهی عطر، حتی پاریس زنانه است و بیروت با تمامی زخمهایش، زنانه است.
هرگز آنچه را برای فراموش کردن تلاش میکنید ، فراموش نخواهید کرد.
_ اف دبلیو نیچه ، طلوع روز
زیر درخت گردو -
اما این بار میهمانی نمیآید مادر؛
منتظر نباش
میهمانی میرود.