eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
167 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
آدمی گاهی نه از مرگ ، که از تکرار می‌ترسد.
در من کودکی فلج است که خواب دیده میدود.
در ریاضی ، دو خط موازی هرگز به هم نمی‌رسند؛ در هنر ولی دو خط موازی در افق به هم می‌رسند. من هنرمند بودم و او ریاضی دان .
بهر کدام امید ، آوازه زندگانی می‌خوانی؟
زیر درخت گردو -
وای ناستنکا، تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هی
متوجه هستید ناستنکا؟ که چقدر نادر است کسی را پیدا کنی که دنیا را مثل تو ببیند ، حتی برای یک شب. _شب های روشن ، فئودور داستایوفسکی
زیر درخت گردو -
بعد از کمی تعلل ، سرش را بالا گرفت و با چشم هایی که پس از سپری کردن لحظات بسیاری در اشک ،اکنون به سر
و اگر بهانه هایم قایق بودند ، او دریا بود داستان بودم ، راوی بود . و گاهی باران بودم ،رنگین کمان بود. گناهکار بودم ، زندان بان بود و مجرم بودم ، وکیل بود .. و من غم شدم ، بغل شد . زخم شدم ، مرهم شد . بذر شدم ، باغبان شد ... اگر هم نقش بودم، قلمو داشت ؛ یا گلدان شدم ، خاک داشت . کاغذ بودم ، روان نویس داشت .. درد شدم، صبور بود . ترس شدم ، جسور بود . نت شدم ، نوازنده بود . فکر شدم ، رویاپرزداز بود . او بود . هر چه بودم و هرچه کردم . بود ؛ بی توقع و آرام، فقط بود. سین.الف 12 فروردین 1405
در این دنیای بزرگ، جایی هم آخر برای تو هست. راهی هم آخر، برای تو هست. در زندگانی را که گل نگرفته اند! _ جای خالی سلوچ ، محمود دولت آبادی
نگاه ها راوی کلماتی هستند که زبان ها هرگز به گفتار آن ها قادر نیستند.