eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
167 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
زیر درخت گردو -
بعد از کمی تعلل ، سرش را بالا گرفت و با چشم هایی که پس از سپری کردن لحظات بسیاری در اشک ،اکنون به سر
و اگر بهانه هایم قایق بودند ، او دریا بود داستان بودم ، راوی بود . و گاهی باران بودم ،رنگین کمان بود. گناهکار بودم ، زندان بان بود و مجرم بودم ، وکیل بود .. و من غم شدم ، بغل شد . زخم شدم ، مرهم شد . بذر شدم ، باغبان شد ... اگر هم نقش بودم، قلمو داشت ؛ یا گلدان شدم ، خاک داشت . کاغذ بودم ، روان نویس داشت .. درد شدم، صبور بود . ترس شدم ، جسور بود . نت شدم ، نوازنده بود . فکر شدم ، رویاپرزداز بود . او بود . هر چه بودم و هرچه کردم . بود ؛ بی توقع و آرام، فقط بود. سین.الف 12 فروردین 1405
در این دنیای بزرگ، جایی هم آخر برای تو هست. راهی هم آخر، برای تو هست. در زندگانی را که گل نگرفته اند! _ جای خالی سلوچ ، محمود دولت آبادی
نگاه ها راوی کلماتی هستند که زبان ها هرگز به گفتار آن ها قادر نیستند.
چرا عشقم به آنها با عذاب و درد همراه بوده. چرا نمی توانسته ام دوستشان بدارم بی آنکه از آنها متنفر باشم؟ _ رویای آدم مضحک ، فئودور داستایوفسکی
زیر درخت گردو -
و اگر بهانه هایم قایق بودند ، او دریا بود داستان بودم ، راوی بود . و گاهی باران بودم ،رنگین کمان بود
حقیقت این بود که او بدنیا نیامده بود تا بخندد ، بخنداند و کنار دیگران باشد . عرضه ی زندگی کردن نداشت . فقط توده ی عظیم و متحرکی از غم بود که سنگینی حضورش را دیگران بر دوش خود حس می‌کردند. منزوی بودن بهترین انتخاب برای او بود ، میتوانست بدون ازار رساندن ، عاری از هر رنجی گوشه ای بنشیند تا تمام شود. سین.الف 18 فروردین 1405
حالا راضی هستی؟ حالا که میان قلب‌هایتان، هزاران فرسخ فاصله است.