eitaa logo
زیر درخت گردو -
90 دنبال‌کننده
113 عکس
166 ویدیو
1 فایل
انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.
مشاهده در ایتا
دانلود
تو را به آینه داران چه التفات بُوَد چنین که شیفته حسن خویشتن باشی. _ ابتهاج
زیر درخت گردو -
یهو به ذهنم خطور کرد که اگه مایکل هنوز زنده بود احتمالاً سوزان دیگه باهاش بیرون نمیرفت، نه به خاطر ا
تنها چیزی که می خوای، اینه که همیشه برای اونا خوشحال باشی، چون میدونی اگه این کار رو بکنی، معنی ش اینه که تو هم خوشحالی. _ مزایای منزوی بودن ، استیون_چباسکی
از هزاران زنی که فردا پیاده می‌شوند از قطار یکی زیبا و مابقی مسافرند. _ عباس صفاری
و بنابراین به نظر می‌رسد که من همیشه باید اینجا برایت نامه‌هایی بنویسم که هرگز نمی‌توانم بفرستم. _ خاطرات کامل سیلویا پلات
کتاب‌ها اسکله‌ی امن من بودند، منی که همیشه در کتاب‌ها زندگی کردم، و انسان‌‌های کتاب را از انسان‌های خیابان بیشتر دوست داشتم.
مزرعه به تحقیق غنی تر شده بود، بدون اینکه حیوانات به استثنای خوک ها و سگ ها غنی تر شده باشند ! _قلعه حیوانات ، جورج اورول
_ به آیینه نگاه نکن ، پرچ زیتونتسیان
شاید کار درستی کردند عشق را در کتاب‌ها گذاشتند، شاید عشق نمی‌توانست جای دیگری زنده بماند.
تو مپندار که من فکر تنم نگران سرطان وطنم! او که بیمار شود ما همه نیز، من که بیمار شوم یک بدنم وطنم از تن من خسته تر است درک کن درد مرا از سخنم.. به تو سوگند که از غصه خویش لحظه ای پیش تو من دم نزنم من شفا میطلبم بهر وطن، نه شفای بدن خویشتنم.
هدایت شده از Sirck
می‌خواهم به خواب بروم. حس کرختی در من موج می‌زند؛ مثل ساحلی که با هر موج دریا، خاطره‌ای را از میان ذهنم بیرون می‌راند. وقتی چشم‌هایم را می‌بندم و سعی می‌کنم خاطرات را مرور کنم، دریا آنها را از من پس می‌گیرد تا فردا دوباره به من بازگرداند. مدت‌هاست که با این احساس زندگی می‌کنم. در دل تاریکی احساس نامیدی، جستجو برای یک پرتو نور، یک امید کوچک، من را به سمت دیواری از ناامیدی می‌برد. آیا این تاریکی هرگز به پایان خواهد رسید؟