⊱♥🍃🕊⊱ღ꧁𝒘𝒂𝒍𝒍𝒑𝒂𝒑𝒆𝒓꧂ღ
چهار وَجَب بغلت...
تنها لوکیشنی که
دوست ندارم کسی جز خودم توش باشه!❤
─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
🆔 @walpaper2
─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
⊱♥🍃🕊⊱ღ꧁𝒘𝒂𝒍𝒍𝒑𝒂𝒑𝒆𝒓꧂ღ
«"؏ـِشـقْ𔘓" یًعنے؛
چِشمهایَشْ را اندازهِدٌنیابِبینی؛
وَدٌنیا را اندازهِآغوشَـشْ♥️
─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
🆔 @walpaper2
─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
هدایت شده از 😍 استیکر تم جذاب 😍
من #نعیم پسری یتیم که عموم منو بزرگ کرد عمو و زن عموم خیلی خوب باهام رفتار میکردن ولی پسرعموم از من متنفر بود و همیشه سعی میکرد بیکس بودنمو به رخم بکشه هرچی میخواستم اون دست میزاشت روش و تصاحبش میکرد.....
جوان بودم که داخل طلا فروشی عموم مشغول به کار شدم ی دختر به اسم #نیکی هرروز برا پدرش ناهار میاورد تو همین رفت و آمدا فهمیدم عاشقش شدم و فقط بخاطر اینکه بتونم نیکیو بیشتر ببینم از طلا فروشی عموم اومدم بیرون و داخل حجرهی فرش فروشی پدر نیکی مشغول بکار شدم. همچی به خوبی میگذشت تا اینکه یروز گذر پسر عموم به حجره افتاد و از نگاههای من به نیکی متوجه علاقهم شد و این شد شروع بدبختیای من تمام تلاششو میکرد که به نیکی نزدیک بشه و من هیچکاری برای دور کردنش نمیتونستم انجام بدم ی روز رفتم محل کارش باهاش اتمام حجت کردم که دیگه دورو بر نیکی نپلکه ولی با چیزی که گفت دنیا دور سرم چرخید و چشمام سیاهی رفت باورم نمیشد اون و نیکی.....😱😱
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/2642411885C4496ef5679
⊱♥🍃🕊⊱ღ꧁ 𝐏𝐫𝐨𝐟𝐢𝐥𝐞 ꧂ღ
باور ڪن!
ڪار من نیست
ڪار خداست
" دلـــــــم " جایی
میان "نفس هایَـت "گیر ڪردہ است!🫶🫧🕊
─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
🆔 @walpaper2
─━━━━⊱♥️⊰━━━━─