eitaa logo
والپیپـر💞پـروفـایـل💞موزیک💞
29.2هزار دنبال‌کننده
33.4هزار عکس
2.3هزار ویدیو
7 فایل
🌼 یا رزاق 🌼 🌻🌱اللهُمَّ بارِک لِمولانا صاحب الزمان🌱🌻 با احترام کپی برای کانال هم صنف ممنوع و حرام 🌹 استفاده شخصی مجاز🫶 کانال دیگمون👇🏾 @Zendegiiasheghaneh @Stikerjazab @Stickershik تبلیغات مجموعه طلوع https://eitaa.com/Tabligharzan1
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⊱♥🍃🕊⊱ღ꧁𝒘𝒂𝒍𝒍𝒑𝒂𝒑𝒆𝒓꧂ღ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌⇀ᴘᴏꜱɪᴛɪꜰ ᴇɴᴇʀᴊɪ ꜱᴀᴅᴇᴄᴇ ᴋᴀʟᴘ ᴀᴛışıɴ انرژی مثبت فقط ضربان قلبت ─━━━━⊱♥️⊰━━━━─ 🆔 @walpaper2 ─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 😍 استیکر تم جذاب 😍
من مامان فاطمه م، یه زن خونه‌دار که با پسراش زندگی میکنه ولی عاشق زندگیشه،کانالم پر از و ایده است، داستان زنـــــدگـــــی و داستان‌های جذاب و واقعی دیگه‌ای دارم که مطمئنم از خوندنش لذت می‌برید https://eitaa.com/joinchat/1663042599Cef4f21ed80
⊱♥🍃🕊⊱ღ꧁𝒘𝒂𝒍𝒍𝒑𝒂𝒑𝒆𝒓꧂ღ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌➖⃟•• 𝓘 𝓵𝓸𝓸𝓴 𝓪𝓽 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓿𝓲𝓬𝓽𝓲𝓶 𝓪𝓷𝓭 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓪𝓽𝓽𝓻𝓪𝓬𝓽𝓲𝓿𝓮 𝓼𝓽𝓪𝓽𝓮! من بِه قربانِ تـو و حالتِ جذابِ نگاهـت! ─━━━━⊱♥️⊰━━━━─ 🆔 @walpaper2 ─━━━━⊱♥️⊰━━━━─
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 😍 استیکر تم جذاب 😍
علامه بهجت و جن ها !! در شمال کشور خانه ای بزرگ و قدیمی وجود داشت که همه اهالی از آن وحشت داشتند و شایعه شده بود که در آن خانه جن ها زندگی میکنند! حتی صاحبخانه منزل را رها کرده و به خانه ای در منطقه دیگر نقل مکان کرده بود. خبر به آیت الله بهجت رسید و تصمیم گرفت یک شب را در این خانه سپری کند تا به راز این خانه پی ببرد و آن را خنثی کند تا ترس همگان فرو بریزد!! شب هنگام شد و علامه بهجت رهسپار آن منزل قدیمی شد و صاحب خانه هرچه اصرار کرد و گفت: آن‌جا نرو جن دارد! علامه بهجت گفت: باشد ، اشکالی ندارد! رفتم داخل اتاق دراز کشیدم ، عمامه‌ام را پهلوی خودم گذاشتم و عبایم را روی سرم کشیدم و خودم را به خواب زدم!! پاسی از شب که گذشت، صدای پای آن‌ها را بیرون در اتاق می‌شنیدم..... ادامه داستان در لینک زیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1324220859C26ee51546a