اون خائنی که رفته خارج و تنها دغدغهش اینه از کدوم مارک و برند لباس بگیره تا پزِ لباسشو به ملت بده چه میدونه از جنگی که تو ایرانه؟ چه میدونه از این جوونایی که زیر موشک و جنگنده شغالیاهو و امثالش جون میدن؟ عزیزم، اون تو آسایش و راحتیه و خوشحالی میکنه و توهم جو میگیرتت و راه اونو ادامه میدی و اینجاست که شاعر میگه" تا غمت پیش نیاید، غمِ مردم نخوری"
[جنگ]
کرم از خودشونه و دنبال یه بهونه میگشتن تا جماعت ماجرای جزیره اپستین رو فراموش کنن و چه بهونه ای بهتر از جنگ با ایران؟ داشتن میگفتن میریم و مثل ونزوئلا طی چند ساعت کشورو تخریب میکنیم و نقشه رو عوض میکنیم، اما هنوز توی یک هفته و سه روز نتونستن حتی یه شهر کامل رو اشغال کنن. بین مردمِ بی ریای ایران دودستهگی ایجاد شده و هنوز خیلیا نمیخوان از خواب بیدار بشن. با این حال هموطن های همیشه همراه و مهربونمون جمع شدن تا اعتراض خودشون رو نسبت به این جنگ تحمیلی نشون بدن که بازم بعضیا فکر میکنن براشون افت داره برن همچین جاهایی و بعضیا پیش خودشون میگن" حالا این همه آدم میرن، من برم که چی بشه؟" اما نمیدونن که داستان داستانه " تو مگو همه بجنگند و ز صلح من چه آید، تو یکی نئی هزاری، تو چراغ خود برافروزه"
قطعا پیروزی برای ماست اما این که کِی این پیروزی نصیبمون میشه رو خدا میدونه، هرچقدر هم طول بکشه تو قول بده جا نزنی، امیدت رو از دست ندی و میدون اجتماعات رو خالی نکنی.
اگه تو این شرایط به شایعهها دامن میزنی و دلِ هموطنت رو خالی میکنی، به آدم بودنت شک کن.
[سه روز مانده به پایان چهارصد و چهار کذایی]
دیر شناختم، دیر طرف حق رفتم و دیر راهمو جدا کردم. رهبر رو دیر شناختم، وقتی دورهی اغتشاشاتی که از خودی میخوردیم و بساط خوشحالی و بزن و بکوب سگ و گربه به راه بود، آقا اومد و با تعداد اندکی سخن دلِ یه ایران رو قرص کرد، حق رو از باطل تشخیص دادم. وقتی دیدم که به طور خواه یا ناخواه توی بحث های سیاسی طرف ایشون رو میگیرم، حس جالبی پیدا کردم. وقتی دیدم توی اوقاتی که همه میگفتن رهبر الان هفت متر زیر زمینه و بعد خبر رسید که توی بیت رهبری شهید شدن، تازه متوجه شدم ایشون چقدر خوب بودن و این منم که دیر از خواب بیدار شدم. توی همون زمان، آقای لاریجانی اومدن تلویزیون و صحبت کردن و من با خودم فکر کردم" چقدر این مرد محترم و مقتدره که با این غمی که توی دلش رخنه کرده هم اومده تلویزیون". با هر حرف و دفاع بیشتر از کشور، بیشتر به دلم نشستن. وقتی لیست ترور رو دیدم و آقای لاریجانی، آقای پزشکیان و خیلی های دیگه رفتن توی میدون کنار مردم، دیدم" نه، واقعا این مرد خیلی آدم جسور و محکمیه"
از صبح شایعه ها پخش شده بود که ترور شدن، اما کی بود که باور کنه؟ اسمش روش بود" شایعه" تا اینکه امشب خبر رسمیش پخش شد. شهادتتون مبارک جناب.
هدایت شده از آهنگ (بیشتر از اون ترجمه)
Emmylou Harrisemmylou_harris_-_mister_sandman.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
چهارصد و چهار دقیقا مصداق بارز اون نوتیفِ" تلخ میکنی دهان من و قند به دیگران میدهی" بود.