ای شمس، تویی که در دل من، تمامِ جهان هستی؛ من در تو گم شدم و در تو، خود را یافتم.»
به معنای واقعی کلمه تا وقتی اونو دارم
زندگی هر چقدرم برام سخت و مزخرف پیش بره هیچی حس نمیکنم.
چون فقط کافیه که بهش فکر بکنم تا همه ی درد ها یکباره از ذهنم محو بشه.
درواقع با خودم میگم حداقلش اونو دارم... بقیش دیگه دستِ خداست...
Mohsen Chavoshi4_5910050942631282354.mp3
زمان:
حجم:
5M
0:55 - 2:45
« وقتی میخندیدی ، گریه های خشکم زود میخشکیدن، با تو میخندیدم »
نمیدونم باید بهش چه لقبی بدم...
قوت قلب؟ دلیل ادامه دادن؟ یار؟
هرچیزی که هست میدونم این حس تو کلمات جا نمیشه ، فقط از طریق نگاهم موقع صحبت کردن باهاش میشه فهمید که چقدر حالمو خوب میکنه.
تا آخر عمرمم بخاطر داشتنش سجده کنم کمه. انگار باید بخاطر آفریدنش خدا رو بغل کرد.
Sina SaeeSina Sae - Engar.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
1:12 ـ 1:45
واقعا با تو همه چی دارم.
بعد از انتظار ، بلاتکلیفی بدترین شرایطیِ که یکی میتونه توش قرار بگیره.
نه راه پیش داری نه راه پس نه میتونی عین آدم ادامه بدی نه دلت اجازه میده بعد از این مسیر طولانی کنار بکشی، روزا همینجوری داره میگذره ولی ذهنت تو چندماه پیش گیر کرده ، انگار روح و جسمت از هم خیلی فاصله گرفتن، جسمت تو لحظه ی حال هست ولی روح یا تو آینده های دوره یا تو گذشته ی تلخ اسیر شده... و تو نمیدونی چه اتفاقی قراره پیش بیاد ، چکار باید بکنی و بدتر از اون حتی راه فرار ازش هم نمیدونی. فقط مجبوری یه جا بشینی و گذر عمرتو تماشا کنی تا بلکه یه اتفاقی بیوفته و تکلیفت مشخص بشه.