eitaa logo
دانلود
وقت شام شد و مامان شاغوظ نیومد خونه حتی برای صبحونه هم نیومد روز ها به شب و شب ها به روز تبدیل شدن ولی مامان شاغوظ همچنان برنگشت شاغوظ خیلی تنها و نگران بود
و هر شب خواب روز های خوشی رو که با هم سپری‌ کرده بودن میدید
برای همین تصمیم گرفت بره مامانشو پیدا کنه
از عکس گرفتن خسته شدم فعلا تا همینجا بس
اقا من خیلی احساس عجیبی دارم اینو اینجا گذاشتم احساس میکنم بچه ها نمی شناسمن جدی میگیرن این چرندیاتو 😔
Emoglobin
برای همین تصمیم گرفت بره مامانشو پیدا کنه
شاغوظ رفت و رفت تا به خونه انسان ها رسید
Emoglobin
شاغوظ رفت و رفت تا به خونه انسان ها رسید
شاغوظ خیلی ترسیده بود ولی بوی مامانش اطراف کمپ خیلی قوی شده بود
برای همین تمام شجاعتشو جمع کرد و تصمیم گرفت که بعد از تاریکی بره مامانشو پیدا کنه
شاغوظ بو رو دنبال کرد ولی جای مامانش به چند تا بشکه رسید
شاغوظ بشکه ها رو شکست
و ای وای گوشت نمک سود شده با بوی مامان شاغوظ توش بود