eitaa logo
دانلود
Emoglobin
برای همین تصمیم گرفت بره مامانشو پیدا کنه
شاغوظ رفت و رفت تا به خونه انسان ها رسید
Emoglobin
شاغوظ رفت و رفت تا به خونه انسان ها رسید
شاغوظ خیلی ترسیده بود ولی بوی مامانش اطراف کمپ خیلی قوی شده بود
برای همین تمام شجاعتشو جمع کرد و تصمیم گرفت که بعد از تاریکی بره مامانشو پیدا کنه
شاغوظ بو رو دنبال کرد ولی جای مامانش به چند تا بشکه رسید
شاغوظ بشکه ها رو شکست
و ای وای گوشت نمک سود شده با بوی مامان شاغوظ توش بود
شاغوظ تو شوک بود که یه دفعه صدای چند تا ادمیزاد اومد
شاغوظ خشکش زده بود "ادمیزاد..."
"اونا... منو میخورن" *افکت های دراماتیک و موسیقی ترسناک*
خب دیگه تا همینجا بیشتر ساخته نشده
قدیمی