امشب نتونستم برم تجمع
بعد ی بنده خدایی زنگم زد منم هل شدم رفتم تو حیاط
داشتم غرغر میکردم همزمان از سرما میلرزیدم😂😂
بعد من با تیشرت اونم تو حیاط اصن واویلاا
لکنت گرفته بودم🤣💔
میلرزیدم و غر میزدم
بعد سوژه اومد گفت من پیامت میدم فلانی داره میاد
هیچی آقا روزتون چشم بد نبینه منم سریع قطع کردم اومدم داخل خونه
میلرزیدمممممممممم
هنو سرده🦦✅
دلــ🇮🇷ـی☫
امشب نتونستم برم تجمع بعد ی بنده خدایی زنگم زد منم هل شدم رفتم تو حیاط داشتم غرغر میکردم همزمان از س
حالا انگار نه انگار دیشب با همکلاسیم تو سگ سرما بستنی میخوردیم🦦💔
همین الان پا میشم مامانمو راضی کنم برم✅
آخه خونه خودمون نیستم
خونه ی مامانجونم اصن توی ی شهر دیه هستم
دلــ🇮🇷ـی☫
امشب نتونستم برم تجمع بعد ی بنده خدایی زنگم زد منم هل شدم رفتم تو حیاط داشتم غرغر میکردم همزمان از س
مطمئنم طرف متوجه لرزش صدام شده
بعد ی جوری بخاطر سرما با لکنت صحبت میکردم بعضی مواقع خودم نمیدونستم چی دارم میگم
فقط میدونستم دارم درباره ی کی صوبت میکنم😂😂😂