برنامه نویسی | Web Block
دوست دارید از چالش های پروژه گرفتن از کارفرما و فریلنسری براتون بگم؟😁✌️🏻 شاید خنده دار باشن ولی هزا
💚💚💚
یکبار اونقدر برای بستن پروژه عجله داشتم که اصلاً نپرسیدم کارفرما دقیقاً دنبال چیه و فقط بر اساس حدس خودم قیمت دادم.
نتیجه این شد که نصف مسیر رو رفتم و بعد فهمیدم داریم در دو جهت کاملاً متفاوت میرویم و کل زمانم هدر رفت!
اونجا بود که فهمیدم گوش دادن و سوال پرسیدن قبل از هر توافقی، از خود کدنویسی حیاتیتره.
فریلنسر موفق کسی نیست که سریعتر دست به کیبورد میشه، کسی هست که قبل از شروع، با پرسشهای درست، «نقشه راه» رو از ذهن کارفرما میکشه بیرون.
💚💚💚
#نکته_ناب
🟡🟡🟡 #سوال_شما
❓سلام این برنامه Visual Studio Code
واسم بالا نمیاد از دو گوشی امتحان کردم ...
❓سلام خسته نباشید
ببخشید این تمرین رو میشه با گوشی هم انجام داد ؟
❓الان من نه لپ تاپ دارم نه کامپیوتر
چطوری تمرین کنم؟
❓یه سوال باید حتماً لپ تاب داشته باشیم
درخواست زیاد داشتید درباره نحوه کدزنی با موبایل
ویدئو آموزشی خدمتتون💞
سوالی بود بپرسید👇
🆔 @Web_Block_Support
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎯 معرفی نرم افزار Acode + نحوه استفاده
✅ #کد_زنی_با_موبایل
دانلود Acode از مایکت👇👇
📲 https://myket.ir/app/com.foxdebug.acodefree
🅰پروژه ای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۱: معمای حذفشدگان
با دیدن عدد «۳۴»، تمام بدنم یخ کرد.
۳۴ نفر؟
یعنی ۳۳ نفر دیگه هم درست مثل من، تو اتاقهاشون نشستن و دارن با این رابط کاربری لعنتی دستوپنجه نرم میکنن؟
(باز خداروشکر ۳۳ نفر دیگه هم بدبخت مثل من وجود داره، من تنها نیستم...)سرم گیج میرفت. به فایلهای پروژه یه نگاه دیگه انداختم. پوشهای به اسم
log_archiveنظرم رو جلب کرد. با احتیاط پوشه رو باز کردم؛
(حالا یجوری هم دارم احتیاط می کنم انگار سریع باز کردنش یا آروم باز کردنش تفاوتی هم داره تو نتیجه😐)لیست بلندی از فایلها با نام های کاربری عجیب:
user_09، user_12، user_45 ... رندوم تصمیم گرفتم فایل user_09.log رو باز کنم. اون قدر با console.logهای ساده و خطاهای نحوی جاوااسکریپت پر شده بود که معلوم بود طرف درست مثل من فرانتاند کاره و هیچ سررشتهای از هک نداره!!
(وای خدای من... این کدا رو نگاه)هرچی به انتهای فایل نزدیکتر میشدم، کدها آشفتهتر میشدن. انگار نویسنده تو لحظات آخر، از روی استیصال، فقط کلیدهای کیبورد رو به هم میکوبیده😨😨 آخرین خط فایل user_09 مثل یه پتک روی سرم فرود اومد: console.log("اونها خسته شدن... دیگه تماشاگر ندارم. چرا صفحه سیاه نمیشه؟ من هنوز دارم کد میزنم... فقط... فقط بذارید برم.") بعد از اون، تاریخ آخرین دسترسی: 2026/06/13 - 02:14 AM.
(نه نه نه اینکه یعنی...)یعنی همین چند ساعت پیش! تنم لرزید. ⚠️«حذف شدن»⚠️ حذف شدن، یعنی «پایان نمایش». وقتی بینندهها خسته بشن، وقتی دیگه «امتیاز» تماشاگران برای هیجان تو بالا نره، سیستم تو رو از مدار خارج میکنه.🌐 اما چطور؟ یعنی واقعاً...؟ صدای نویز ضعیفی از بلندگوهای لپتاپ بلند شد. یه پیام جدید تو کنسول مرورگر، با همون فونت مونو و رنگ سبزش ظاهر شد: 🔺> WARNING: VIEWERSHIP DROPPING. 28 ACTIVE SPECTATORS REMAINING. 🔺> INCREASE THE TENSION. PERFORM A DECISIVE ACTION. تنش رو افزایش بده؟ یعنی اونا منتظرن که من تو این مسابقه یه کار احمقانه انجام بدم؟ با حرکتی عصبی، سعی کردم DOM صفحه رو دستکاری کنم. دنبال کدی گشتم که این استریم رو به سرور pro-stream-event.io وصل میکرد. اگه نمیتونستم هک کنم، حداقل میتونستم ظاهر صفحه رو «بشکنم»!!🧐 یه Overlay با CSS ساختم و opacity اون رو روی ۱۰۰ گذاشتم تا کل صفحه رو بپوشونه. دکمهی Enter رو زدم. برای یه لحظه، تصویر وبکم سیاه شد. صدای چند تا پیام سریع تو کنسول پروژه شنیده شد: 🔺> ERROR: CSS_INJECTION_DETECTED. 🔺> SPECTATOR_REACTED: LAUGHING.😂😂 یه کلمهی «خنده»؟ اونا داشتن به تلاشهای کودکانه و آماتور من میخندیدن؟؟😟 من نه تنها راه فرار رو پیدا نکرده بودم، بلکه با این کار، فقط امتیاز تماشاگران رو بالا برده بودم. اونا از دستوپا زدن من برای فرار، بیشتر از همیشه لذت میبردن! من تو یه مسابقهی گلادیاتوری مدرن گیر افتاده بودم؛ جایی که ابزار کار من، به جای شمشیر، کیبورد من بود و زمین بازی، زندگی شخصیم. ادامه دارد... 🔜🔜 #داستان #پروژه_جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
برنامه نویسی | Web Block
دوست دارید از چالش های پروژه گرفتن از کارفرما و فریلنسری براتون بگم؟😁✌️🏻 شاید خنده دار باشن ولی هزا
💚💚💚
یه بار فکر کردم چون فریلنسرم باید ۲۴ ساعته در دسترس باشم و به هر پیام کارفرما توی تلگرام بلافاصله جواب بدم
نتیجهاش این شد که تمرکزم برای کد زدن کاملاً از بین رفت و کارفرما هم تصور کرد من هیچ زندگی شخصیای ندارم! وقت و بی وقت بهم پیام می داد و انتظار بیجا داشت!
یاد گرفتم که برای خودم «ساعات کاری» تعریف کنم و به کارفرما هم بگم کی در دسترسم؛ چون اگه مرز نذاری، پروژه به جای کار، تبدیل میشه به زنجیر پات
💚💚💚
#نکته_ناب
🅰پروژه ای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۲: قرارداد نامرئی
خنده😂😂
اونا داشتن به تلاشهام میخندیدن!!
حس تحقیر تمام وجودم رو گرفت.
به صفحه خیره شدم.
SPECTATOR_REACTED: LAUGHINGهنوز روی مانیتور میدرخشید. یعنی اونا نه تنها من رو میدیدن، بلکه واکنشهای من رو هم به صورت لحظهای تحلیل میکردن. باید یه راهی پیدا میکردم. نباید بازی میکردم. باید بازی رو عوض میکردم.
(شاید احمقانه به نظر بیاد بخوام بازی رو عوض کنم که قوانینشو نمیدونم... ولی انجامش میدم!)دوباره سراغ فایلهای پروژه رفتم. این بار خیلی دقیقتر. در حال گشتن پوشه ها بودم که به یه فایل رسیدم:
peer_connection.js
(احساس می کنم این فایل قبلا نبود)انقدر اتفاقات عجیب افتاده که ظاهر شدن یه فایل جدید برام تعجب آور نیست😵💫 با دستهایی که هنوز میلرزید، فایل رو باز کردم. فکر کنم کدهایی بود برای برقراری ارتباط مستقیم بین سیستم من و یه سیستم دیگه. انگار این کدها طوری طراحی شده بودن که من بتونم با یک نفر دیگه، با یک شرکتکنندهی دیگه تو این جهنم ارتباط بگیرم.
(ولی نمی دونم واقعا مجازم این کار رو بکنم یا نه...)سریع دست به کار شدم. کدهای بخش
Broadcastرو پیدا کردم. به جای ارسال تصویر خودم به سرور، سعی کردم یک پیام متنی ساده و مخفی بفرستم. نوشتم:
HELP. WHO IS THERE?*کمک. کی اونجاست؟* دکمه اینتر رو زدم. چند ثانیه سکوت محض... بعد، کنسول لرزید و یک متن جدید ظاهر شد، نه از طرف سیستم، بلکه از طرف یک کلاینت دیگه: USER_45: احمق نباش اونا دارن نگاه میکنن. اگه بنویسی کمک میخوای، امتیازت میاد پایین. اگه امتیازت بیاد پایین، حذف میشی.😨 قلبم ریخت. پس اونجا بود. یه شرکت کننده دیگه داشت با من حرف میزد. با عجله تایپ کردم: حذف شدن یعنی چی؟ اصلا این مسابقه برای چیه؟🧨 دوباره چند ثانیه سکوت. بعد، پیام بعدی اومد: USER_45: برای پول، برای قدرت! هر امتیاز تو رو بهش نزدیک تر میکنه... نباید این امتیاز ها رو از دست بدی🎲 شوکه شده بودم. تمام این مدت فکر میکردم یه آزمایش نظارتی دولتیه، اما... اما شاید این فقط یه قمار کثیف آنلاین بود یا شاید هم چیزی فراتر از اون؟؟🎭
(با اینکه الان باید نسبت به شرایط آگاه تر شده باشم ولی حس می کنم بیشتر گیج شدم...)خواستم بنویسم «این چجوری بازیه؟ قوانینش چیه؟»، که یهو پیام سیستم روی صفحه ظاهر شد: ⛔️> WARNING: UNAUTHORIZED COMMUNICATION DETECTED. ⛔️> PENALTY: 50% DEDUCTION FROM CURRENT SCORE.
*جریمه : کاهش ۵۰ درصدی امتیاز فعلی*عدد بالای صفحه از «۳۴۰۰» به «۱۷۰۰» سقوط کرد. 📉 لپتاپ شروع کرد به بوق زدن ممتد. اونا فهمیده بودن. اونا نمیذاشتن ما با هم متحد بشیم. هر پیام خصوصی، به قیمت از دست رفتن شانس برنده شدن من بود. ادامه دارد... 🔜🔜 #داستان #پروژه_جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
برنامه نویسی | Web Block
دوست دارید از چالش های پروژه گرفتن از کارفرما و فریلنسری براتون بگم؟😁✌️🏻 شاید خنده دار باشن ولی هزا
💚💚💚
یه بار برای یه پروژه خیلی ارزون قیمت دادم که فقط «سابقه» جمع کنم، اما کارفرما دقیقاً همون کسی بود که بیشترین توقعات رو داشت و وسواسهای بیخودیش وقتم رو میبلعید.
همونجا فهمیدم مشتریهایی که دنبال قیمت خیلی پایین هستن، معمولاً پردردسرترینها هم هستن.
درس بزرگش این بود: برای کار ارزون، انرژی گرون نذار، چون اون پروژه نه برات رزومه میشه، نه پول؛ فقط عمرت رو هدر میده.
💚💚💚
#نکته_ناب