🅰پروژه ای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۱: معمای حذفشدگان
با دیدن عدد «۳۴»، تمام بدنم یخ کرد.
۳۴ نفر؟
یعنی ۳۳ نفر دیگه هم درست مثل من، تو اتاقهاشون نشستن و دارن با این رابط کاربری لعنتی دستوپنجه نرم میکنن؟
(باز خداروشکر ۳۳ نفر دیگه هم بدبخت مثل من وجود داره، من تنها نیستم...)سرم گیج میرفت. به فایلهای پروژه یه نگاه دیگه انداختم. پوشهای به اسم
log_archiveنظرم رو جلب کرد. با احتیاط پوشه رو باز کردم؛
(حالا یجوری هم دارم احتیاط می کنم انگار سریع باز کردنش یا آروم باز کردنش تفاوتی هم داره تو نتیجه😐)لیست بلندی از فایلها با نام های کاربری عجیب:
user_09، user_12، user_45 ... رندوم تصمیم گرفتم فایل user_09.log رو باز کنم. اون قدر با console.logهای ساده و خطاهای نحوی جاوااسکریپت پر شده بود که معلوم بود طرف درست مثل من فرانتاند کاره و هیچ سررشتهای از هک نداره!!
(وای خدای من... این کدا رو نگاه)هرچی به انتهای فایل نزدیکتر میشدم، کدها آشفتهتر میشدن. انگار نویسنده تو لحظات آخر، از روی استیصال، فقط کلیدهای کیبورد رو به هم میکوبیده😨😨 آخرین خط فایل user_09 مثل یه پتک روی سرم فرود اومد: console.log("اونها خسته شدن... دیگه تماشاگر ندارم. چرا صفحه سیاه نمیشه؟ من هنوز دارم کد میزنم... فقط... فقط بذارید برم.") بعد از اون، تاریخ آخرین دسترسی: 2026/06/13 - 02:14 AM.
(نه نه نه اینکه یعنی...)یعنی همین چند ساعت پیش! تنم لرزید. ⚠️«حذف شدن»⚠️ حذف شدن، یعنی «پایان نمایش». وقتی بینندهها خسته بشن، وقتی دیگه «امتیاز» تماشاگران برای هیجان تو بالا نره، سیستم تو رو از مدار خارج میکنه.🌐 اما چطور؟ یعنی واقعاً...؟ صدای نویز ضعیفی از بلندگوهای لپتاپ بلند شد. یه پیام جدید تو کنسول مرورگر، با همون فونت مونو و رنگ سبزش ظاهر شد: 🔺> WARNING: VIEWERSHIP DROPPING. 28 ACTIVE SPECTATORS REMAINING. 🔺> INCREASE THE TENSION. PERFORM A DECISIVE ACTION. تنش رو افزایش بده؟ یعنی اونا منتظرن که من تو این مسابقه یه کار احمقانه انجام بدم؟ با حرکتی عصبی، سعی کردم DOM صفحه رو دستکاری کنم. دنبال کدی گشتم که این استریم رو به سرور pro-stream-event.io وصل میکرد. اگه نمیتونستم هک کنم، حداقل میتونستم ظاهر صفحه رو «بشکنم»!!🧐 یه Overlay با CSS ساختم و opacity اون رو روی ۱۰۰ گذاشتم تا کل صفحه رو بپوشونه. دکمهی Enter رو زدم. برای یه لحظه، تصویر وبکم سیاه شد. صدای چند تا پیام سریع تو کنسول پروژه شنیده شد: 🔺> ERROR: CSS_INJECTION_DETECTED. 🔺> SPECTATOR_REACTED: LAUGHING.😂😂 یه کلمهی «خنده»؟ اونا داشتن به تلاشهای کودکانه و آماتور من میخندیدن؟؟😟 من نه تنها راه فرار رو پیدا نکرده بودم، بلکه با این کار، فقط امتیاز تماشاگران رو بالا برده بودم. اونا از دستوپا زدن من برای فرار، بیشتر از همیشه لذت میبردن! من تو یه مسابقهی گلادیاتوری مدرن گیر افتاده بودم؛ جایی که ابزار کار من، به جای شمشیر، کیبورد من بود و زمین بازی، زندگی شخصیم. ادامه دارد... 🔜🔜 #داستان #پروژه_جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
برنامه نویسی | Web Block
دوست دارید از چالش های پروژه گرفتن از کارفرما و فریلنسری براتون بگم؟😁✌️🏻 شاید خنده دار باشن ولی هزا
💚💚💚
یه بار فکر کردم چون فریلنسرم باید ۲۴ ساعته در دسترس باشم و به هر پیام کارفرما توی تلگرام بلافاصله جواب بدم
نتیجهاش این شد که تمرکزم برای کد زدن کاملاً از بین رفت و کارفرما هم تصور کرد من هیچ زندگی شخصیای ندارم! وقت و بی وقت بهم پیام می داد و انتظار بیجا داشت!
یاد گرفتم که برای خودم «ساعات کاری» تعریف کنم و به کارفرما هم بگم کی در دسترسم؛ چون اگه مرز نذاری، پروژه به جای کار، تبدیل میشه به زنجیر پات
💚💚💚
#نکته_ناب
🅰پروژه ای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۲: قرارداد نامرئی
خنده😂😂
اونا داشتن به تلاشهام میخندیدن!!
حس تحقیر تمام وجودم رو گرفت.
به صفحه خیره شدم.
SPECTATOR_REACTED: LAUGHINGهنوز روی مانیتور میدرخشید. یعنی اونا نه تنها من رو میدیدن، بلکه واکنشهای من رو هم به صورت لحظهای تحلیل میکردن. باید یه راهی پیدا میکردم. نباید بازی میکردم. باید بازی رو عوض میکردم.
(شاید احمقانه به نظر بیاد بخوام بازی رو عوض کنم که قوانینشو نمیدونم... ولی انجامش میدم!)دوباره سراغ فایلهای پروژه رفتم. این بار خیلی دقیقتر. در حال گشتن پوشه ها بودم که به یه فایل رسیدم:
peer_connection.js
(احساس می کنم این فایل قبلا نبود)انقدر اتفاقات عجیب افتاده که ظاهر شدن یه فایل جدید برام تعجب آور نیست😵💫 با دستهایی که هنوز میلرزید، فایل رو باز کردم. فکر کنم کدهایی بود برای برقراری ارتباط مستقیم بین سیستم من و یه سیستم دیگه. انگار این کدها طوری طراحی شده بودن که من بتونم با یک نفر دیگه، با یک شرکتکنندهی دیگه تو این جهنم ارتباط بگیرم.
(ولی نمی دونم واقعا مجازم این کار رو بکنم یا نه...)سریع دست به کار شدم. کدهای بخش
Broadcastرو پیدا کردم. به جای ارسال تصویر خودم به سرور، سعی کردم یک پیام متنی ساده و مخفی بفرستم. نوشتم:
HELP. WHO IS THERE?*کمک. کی اونجاست؟* دکمه اینتر رو زدم. چند ثانیه سکوت محض... بعد، کنسول لرزید و یک متن جدید ظاهر شد، نه از طرف سیستم، بلکه از طرف یک کلاینت دیگه: USER_45: احمق نباش اونا دارن نگاه میکنن. اگه بنویسی کمک میخوای، امتیازت میاد پایین. اگه امتیازت بیاد پایین، حذف میشی.😨 قلبم ریخت. پس اونجا بود. یه شرکت کننده دیگه داشت با من حرف میزد. با عجله تایپ کردم: حذف شدن یعنی چی؟ اصلا این مسابقه برای چیه؟🧨 دوباره چند ثانیه سکوت. بعد، پیام بعدی اومد: USER_45: برای پول، برای قدرت! هر امتیاز تو رو بهش نزدیک تر میکنه... نباید این امتیاز ها رو از دست بدی🎲 شوکه شده بودم. تمام این مدت فکر میکردم یه آزمایش نظارتی دولتیه، اما... اما شاید این فقط یه قمار کثیف آنلاین بود یا شاید هم چیزی فراتر از اون؟؟🎭
(با اینکه الان باید نسبت به شرایط آگاه تر شده باشم ولی حس می کنم بیشتر گیج شدم...)خواستم بنویسم «این چجوری بازیه؟ قوانینش چیه؟»، که یهو پیام سیستم روی صفحه ظاهر شد: ⛔️> WARNING: UNAUTHORIZED COMMUNICATION DETECTED. ⛔️> PENALTY: 50% DEDUCTION FROM CURRENT SCORE.
*جریمه : کاهش ۵۰ درصدی امتیاز فعلی*عدد بالای صفحه از «۳۴۰۰» به «۱۷۰۰» سقوط کرد. 📉 لپتاپ شروع کرد به بوق زدن ممتد. اونا فهمیده بودن. اونا نمیذاشتن ما با هم متحد بشیم. هر پیام خصوصی، به قیمت از دست رفتن شانس برنده شدن من بود. ادامه دارد... 🔜🔜 #داستان #پروژه_جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
برنامه نویسی | Web Block
دوست دارید از چالش های پروژه گرفتن از کارفرما و فریلنسری براتون بگم؟😁✌️🏻 شاید خنده دار باشن ولی هزا
💚💚💚
یه بار برای یه پروژه خیلی ارزون قیمت دادم که فقط «سابقه» جمع کنم، اما کارفرما دقیقاً همون کسی بود که بیشترین توقعات رو داشت و وسواسهای بیخودیش وقتم رو میبلعید.
همونجا فهمیدم مشتریهایی که دنبال قیمت خیلی پایین هستن، معمولاً پردردسرترینها هم هستن.
درس بزرگش این بود: برای کار ارزون، انرژی گرون نذار، چون اون پروژه نه برات رزومه میشه، نه پول؛ فقط عمرت رو هدر میده.
💚💚💚
#نکته_ناب
رفقای خفن VIP💎
کلاس های آنلاین فراموش نشه💻
🛑 جهت یادآوری
دوشنبه ساعت ۲۰:۳۰ ⬅️گروه VIP1
سه شنبه ساعت۱۹:۳۰ ⬅️ گروه VIP2 و VIP3
🅰پروژهای که در جهنم را باز کرد
🅱قسمت ۱۳: زمزمههای سیستم
امتیاز ها داشتن مثل آب سرد روی روحم میریختن! ۳۴۰۰، ۱۷۰۰... این سقوط آزاد، فقط یه جریمهی عددی نبود.
داشتن منو از چیزی که فکر میکردم هست، دورتر میکردن.
اون مکالمهی کوتاه با «کاربر ۴۵» مثل یه رؤیای تلخ بود. اون گفت «مسابقه برای پول و قدرته». این حرفها تو ذهن پر از وحشت من، مثل یه سم کهنه میپیچید.😖
شاید حقیقت همین بود، اما من نمیتونستم قبول کنم. باید چیزی فراتر از این بازی کثیف وجود می داشت.
تمام فایلهای پروژه رو گشتم. دنبال سرنخی، کلمهای، چیزی که بتونه این حس غریبه رو از بین ببره.
تو اعماق پوشهها، فایل tracking.json نظرم رو جلب کرد. اسمش ساده بود، اما محتواش پر بود از کدهای نامفهوم، زمانبندیها، و واکنشهای سیستمی. انگار داشتن تمام حرکات من رو ثبت میکردن؛ نه برای داوری، بلکه برای تحلیل!!!⚠️
واژههایی مثل «کشش»، «ماندگاری»، «مقاومت» وسط کدها تکرار میشدن. حس میکردم دارم زیر ذرهبین یک موجود ناشناس قرار میگیرم👾
موجودی که نه به خاطر «خودم»، بلکه به خاطر «قابلیتهام» منو اینجا آورده بود.
(شاید الان با خودت میگی اعتماد به نفسم زیادی بالاعه ولی حقیقت اینه که من نسبت به بقیه بهتر بود.... من تو کار خودم یه نابغه بودم)یکم جلوتر، تو فایل manifest.json، به جملهای برخوردم که انگار پرده از جلوی چشمم کنار زد: 😨😨 🌐«این برنامه برای شناسایی استعدادهای برتر در حوزهی رابط کاربری نسل بعد طراحی شده است.»🌐 «نسل بعد»؟ این دیگه چه معنایی داشت؟ منظورشون فقط طراحی وب بود، یا چیزی فراتر از اون؟ با این حال، هنوز هویت پشت این برنامه و هدف نهاییش نامعلوم بود. کی پشت این پرده بود؟ 🧐 چرا از این روش عجیب و نفسگیر برای «استخدام» استفاده میکردن؟
(البته اگر بشه اسمشو گذاشت آزمونی برای استخدام... چون به نظر میاد پیچیده تر از این حرفا باشه)تو فایل main.js، خطی توجهم رو جلب کرد: const CHAT_ENABLED = false; این خط، مثل یه در بسته بود!در ارتباط! در پرسش...🚪🗝 با خودم فکر کردم، اگه این در رو باز کنم چی میشه؟ اگه به جای فرستادن پیام، یه سوال مستقیم بپرسم؟ تو کنسول مرورگر، نوشتم: چرا من؟😞 لحظهای سکوت.... صفحه پر شد از خطوط کد درهم. بعد، یه پیام جدید ظاهر شد، نه از طرف یک کاربر دیگه، بلکه از طرف خود سیستم: 💢> YOUR SELECTION IS BASED ON UNPRECEDENTED PATTERNS IN YOUR DIGITAL FOOTPRINT. 💢> SPECIFIC DETAILS ARE CLASSIFIED. 💢> CONTINUE WITH THE EVALUATION. «الگوهای بیسابقه در ردپای دیجیتال»؟ «جزئیات طبقهبندی شده»؟ اینا جواب نبودن.
(حداقل نه برای من)اینا فقط لایههای بیشتری از رمز و راز بودن. انگار داشتن به من میگفتن: «تو خاص هستی، اما دلیلش رو نخواهی فهمید. فقط به بازی ادامه بده.» حس کردم تو هزار تویی گرفتار شدم که هرچی بیشتر سعی میکنم راه خروج رو پیدا کنم، بیشتر تو اون فرو میروم.🆘 ادامه دارد...🔜🔜 #داستان #پروژه_جهنمی ╭─❀ @web_block ❀─╮
ساعت 20:43 امشب🕰
° بعضیا خواب بودن
° بعضیا در حال وقت تلف کردن
° بعضیا در حال غصه آینده رو خوردن
اماااا
بچه های VIP در حال آموزش و یادگیری بودن تا آینده خودشونو بسازن💪🏻💪🏻💰
اینجاست که #تفاوت مشخص میشه!!💎
دم همگیشون گرم🔥🔥
ساعت ۲۱:۳۰ کلاسش تموم شده کمتر از نیم ساعت بعد تکلیف فرستاده👆
تا صبح از #تفاوت این شخص با افرادی که تلاش نمی کنن و فرصت هدر میدن صحبت کنم کمه!!!
وب بلاک ضمانت می کنه ایشون برنامه نویس خفنی میشه🎟🎖
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن
امام حسین(ع) : «هركه مرا پس از مرگم، زيارت كند، روز قيامت زيارتش مى كنم و اگر در آتش هم باشد، او را بيرون مى آورم».
فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری سالار شهیدان و سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش تسلیت باد. 🖤
╭─❀ @web_block ❀─╮