eitaa logo
41 دنبال‌کننده
46 عکس
7 ویدیو
0 فایل
• نامه هارا می‌نویسم ، بایگانی میکنم... • Private
مشاهده در ایتا
دانلود
د مگه امروز قرار نبود جبران چند روز گذشته باشه ؟ چرا همه چیز بدتر شد ؟!
{ احتمال خفگی صد از صد .}
و پیتر تیم را از دست داد . تیم هاکی ؟! نه ، نه . تیم هاکی برجا ماند ، پیتر تمام تلاشش را کرد ، تمام داشته هایش را گذاشت و تیم هاکی برجا ماند . اما تمام داشته های پیتر شامل میرا بود ، همسر وکیلش که سالها علاقه خود را فدای علاقه او کرده بود ... شامل مایا بود ، دخترش که سالها این موضوع را که پدر هاکی را بیشتر از او دوست دارد تحمل کرده بود ... شامل لئو بود ، پسرش که سالها لحظات پدر پسری را تجربه نکرده بود فقط چون پدر سر تمرین هاکی با پسرهای دیگر بود ... آری ، پیتر ، تیم را از دست داد. اما نه تیم هاکی ... تیم خودش ، خانواده اش ، تنها تیمی که بایست تمام داشته هایش را فدایش میکرد و اما نکرد ... چون هیچگاه فکر نمی کرد این تیم هم نابود شدنی داشته باشد ، تمام عمر تصورش بود که تیم خودش هرگز مانند تیم هاکی از هم نخواهد پاشید و زمانی که فهمید تیم خودش هم میتواند نباشد ، دیگر دیر شده بود... پیتر ، دیگر تیمی نداشت . مایا در مدرسه موسیقی ، میرا در دفتر کار ، و لئو با کاپشنی سیاه دو سایز بزرگتر میان باقی دار و دسته‌ بود ... و خانه خالی ... پیتر دیگر تیمی نداشت ...