مقصدی که مورد علاقه خودته ،
حتی اگر بهش نرسی هم باز خوشحالت میکنه ...
چون مسیر و دوست داشتی !
ولی وای از زمانی که مقصد از جبر روزگار باشه .
نرسیدن بهش ...
اون مسیری که براش طی کردی ...
زمانی که گذاشتی ...
پوچ .
یه ساعت زندگی داری ، اونم خرج مسیری کردی که مقصدش مورد علاقت نبوده ، و حتی بش نرسیدی ...
مقصد و هدف ، مسیر میسازه .
مسیر معنا میده ...
هر معنایی هم میتونه بده .
یه مسیر لذت داره چون خودت انتخاب کردی .
یه مسیر رنج برا اینکه ا جبر بوده .
معنای زندگی و مسیر میسازه .
و مسیری که به جبر باشه میشه معنایی که به جبر بوده .
زندگی جبری ...
معنای زندگیت و ا رو اجبار برات ساختن .
این و می خوایم ؟
می خواستیم؟
یه ساعته بابا...
والله یه ساعته.
https://eitaa.com/Nummer_ett/34265
بنی خالکوبی خرس تو بازوش داشت.
همون طرحی که برا دیده شدنش با رکابی تو بار نشست تا همه قرمز پوشا ببینن .
ببینن که شر شه ...
که جنگ شه...
بالاخره اون بنیه ؛
پسر مردی که اگر جنگی نباشه خودش میسازه...
https://eitaa.com/Nummer_ett/34266
ویدار ؟ برو مجدد بخون ویدار .
منظورمون چیه که جزئیات و فراموش میکنیم ؟
خیانت نمی کنیم به کتاب ؟
https://eitaa.com/Nummer_ett/34271
منی که میخوام برندگان و بخرم و با شروعش درد بیشتری بکشم .
برا بار نمیدونم چندم؛
فردریک بکمن ، یه دنیا تشکر برا دنیایی که بم دادی .
نمیدونم چطور بایست بت بگم چی بم بخشیدی با این کتاب ...