Lair
مربی خفن تر از این مربی ندیدم من ، تک تک دیالوگا و رفتاراش باعث خندمه ...
با این نسخه نوگیتسونه استایلز حال میکنم ، بدذات جالبیه.
خیل خب ، رواله .
ولی اصلا حس خوبی به این که دیگران دارن ماهیت استایلز بودن من و می دزدن ندارم .
هدایت شده از A tiny gift for A tiny lemon
هذیانم را دنبال میکنم، اتاقها، خیابانها
کورمالکورمال بهدرون راهروهای زمان میروم
از پلّهها بالا میروم و پایین میآیم
بیآنکه تکان بخورم با دست دیوارها را میجویم
به نقطهی آغاز بازمیگردم
چهرهی تو را میجویم
به میان کوچههای هستیام میروم
در زیر آفتابی بیزمان
و در کنار من
تو چون درختی راه میروی
تو چون رودی راه میروی
"اوکتاویو پاز"
⭐️کاراکتر money heist: دنور
⭐️سرگرمی تابستانی پیشنهادی: چند تا از عکسای بامزهی تابستونت رو چاپ کن و تو آلبوم یا دفتر همراه با یه توضیح کوچولو و تاریخ بزن.
⭐️ آهنگ: Pillowtalk از Zayn
https://eitaa.com/joinchat/551356039Cf717bf7ca4
Lair
هذیانم را دنبال میکنم، اتاقها، خیابانها کورمالکورمال بهدرون راهروهای زمان میروم از پلّهها با
دمت گرم دختر ، شعرش چقدر روال بود>>
رهبر بودن یعنی داشتن قدرت ،
رهبر بودن یعنی در رأس بودن ،
رهبر بودن یعنی هرچیزی که من میگم ،
رهبر بودن یعنی حرف من حرف آخره ،
رهبر بودن یعنی همه بی چون و چرا میگن چشم ....
خیلی ها آرزوی رهبری دارن ، خیلی ها به آب و آتیش میزنن که رهبر باشن . خیلی ها هم تشنه رهبری و در رأس بودنن .
اما واقعا این چیزیه که مهمه ؟!
این چیزیه که کافیه ؟!
نه ، نیست .
برای رهبر بودن هیچوقت فقط خواستن کافی نیست .
رهبر بودن یعنی سخت ترین ها و اولین ها رو من تجربه میکنم تا تیم بهترین ها و کارآمد ترین هارو تجربه کنه .
یعنی تصمیمات سخت و نادیده گرفتن احساس و در آخر مورد تهاجم قرار گرفتن از این تصمیم برای من تا تیم ، در راه بهتر باشه و سود بیشتری به دست بیاره .
یعنی این همیشه منم که اولین بار ها رو انجام می دم تا تیم جرئت پیدا کنه و دفعات بعد و انجام بده .
یعنی من میترسم ، ولی نباید ، چون یه تیم به عهده منه.
رهبر بودن یعنی تحمل سخت ترین ها برای فراهم کردن بهترین ها .
یعنی انجام دادن سخت ترین ها برای ساختن بهترین ها .
رهبر بودن هیچوقت جالب نیست .
رهبر بودن لذت بخش نیست .
رهبر بودن هیچوقت راحت نیست .
هر چیزی بهایی داره و رهبر بودن از این موضوع مستثنی نیست ؛
قدرت بیشتر از همه ، سختی های بیشتر از همه .
تصمیمات مهم تر از همه ، مورد تهاجم قرار گرفتن بیشتر از همه .
انتخابات بیشتر از همه ، نابود شدن احساسات بیشتر از همه .
و چه کسی میدونه ؟
که یه رهبر بیشتر از اونچه به دست بیاره از دست میده .
اون هم به دلیل داشتن چیزی که هرگز انتخاب خودش نبوده ؛
ماهیت رهبری....
رهبری یاد گرفتی نیست ، رهبری ماهیتی ذاتیه که با از ابتدا باهات همراهه و یا از ابتدا ازت فاصله میگیره .
هیچ رهبری هرگز تلاشی برای رهبر شدن نکرده ،
یک رهبر ، رهبر به دنیا میاد و برای همینه که گاهی اوقات افرادی پیدا میشن که بدون داشتن اسم " رهبر " رهبری میکنن و افراد در حالی ازش پیروی میکنن که دلیل این پیروی و نمی دونن .
پس یه رهبر هیچوقت انتخاب نمی کنه که رهبر باشه ، انتخاب میشه که رهبر باشه و در نهایت ناگزیر به قبول اون .
و این موضوع هیچوقت به چشم نمیاد اما ....
خیلی از رهبر ها درحالی رهبری میکنن که گاها دلشون میخواد روزی رو بدون مسئولیت رهبری ای که از لحظه قد باز کردن رو دوششون بوده بگذرونن...
بی شونه هایی خمیده .
بی انتخابات و اولین های سخت .
فقط و فقط یک روز عادی ...
Lair
رهبر بودن یعنی داشتن قدرت ، رهبر بودن یعنی در رأس بودن ، رهبر بودن یعنی هرچیزی که من میگم ، رهبر بود
ویلیام تشنه رهبری بود و بنی نبود .
ویلیام رهبری و خواست و بنی ناگزیر بود به رهبری .
ویلیام رهبر نشد و بنی شد .
اما مگه مهم بود که بنی رهبری و می خواست یا نه ؟
نبود ،
چون رهبر ها انتخاب نمی کنن که رهبر باشن ، انتخاب میشن که رهبر باشن و بنی منتخب بود .
منتخب تحمل سخت ترین ها...
اما این بنی بود ،
شمایل انسانی کلمه سخت همراه با ذات رهبری .
و چه کسی میتونه تصور کنه قدرت رهبری و که حتی سخت ترین ها براش تسکینه ؟
سخت ترین هایی که درد آورن و بنی پسریه که روی پای شکسته قدم برمیداره برای چشیدن درد .
و رهبری که از درد عبایی نداشته باشه شکست ناپذیر میشه ؛
میتونی زمینش بزنی ، چون خودش می خواد که زمین بخوره و با کمال میل درد و بچشه و هیچکس نخواهد فهمید که زمین خورد تا هیبتش مسیر پاک رو منحرف کنه ...
پاکی که اگر روی تور دروازه مینشست برابر با شکست تیم بود .
رهبری چیز آسونی نیست ، مجبوری به زمین خوردن و تحمل درد برای منحرف کردن پاک .
اما این بنیه ! شماره شونزده تیم بیورن استاد !
و همین تموم ماجراست.