هدایت شده از شماره "۱"
تو دروازه بود که نشون دادی جنگیدن واقعی یعنی چی ؛
تویی که دوازده ساله بودی که جنگیدن و یاد گرفتی .
تولدت مبارک .
- بنی
( استایلز )
~~~
(((((:
ممنونم پسری با قلب وحشی و غمگینتری چشما تو دنیا، ممنونم پسری که تنهاترین در زمین و خطرناکترین روی یخی:)
ممنونمیچنسچسجس
Lair
تو دروازه بود که نشون دادی جنگیدن واقعی یعنی چی ؛ تویی که دوازده ساله بودی که جنگیدن و یاد گرفتی .
از تاریخ پنج پنج پنجه که بنی ویدار داره .
به جنگیدنت ادامه بده پسر ...
زندگی مهارتی باور نکردنی تو خفه کردن همه چیز در من داشت و من هم مهارتی بیشتر از اون برای انجام دادن بدترین ها علیه خودم .
چرا و چطور و چجورش معلوم نیست .
من فقط انجام دادم .
من که نمی دونستم به این وضع میوفتم ، مگه نه ؟
می دونستم ؟
خب اره...
می دونستم .
Lair
بم نگید الان گردنبند پرسی پر از مهره های جدید با نماد های جدیده .
پرسی هنوز همون پسر دوازده ساله با قلم کوچیک اما خطرناکش ریپتاید و اسب سیاهش بلک جکه ، با همون خط موی سفید بین باقی موهای تیرش .
پسرک چشم آبی ....
پنج صفحه ما در برابر شما میخونم ، یه ربع خیره به کلمات میشم ، مجدد پنج صفحه رو میخونم و بعد کتاب و میبندم و یکی دو ساعت کامل با فکر کردن به همون پنج صفحه میگذره . عمو فرد بسه ....
Lair
اشتباه تویی آقا معلم ، نه بنی .... بدجوری حالم خرابه برا بنی .
نه فراک ! نه !
پیتر ماجرای بنیامین و نشنیده !
خب که چی ؟ چه ارتباطی به تو و پیتر و هر بیورن استادی دیگه داره که بنی همچین آدمیه ؟
هرکیه برا خودشه ! مرتبط با خودشه !