میفهمم چارلی ...
که فرو رفتن تو تنهایی ای که هرچند قبلا تنها رفیقت بوده ، اما حالا برات مثل یه خلسه ملال آوره چقدر سخته .
که زندگی با کتاب هایی که تو شب خونده میشه و موسیقی هایی که هیچکس الا خودت نمی فهمتشون چطور میگذره .
که نشستن پشت پنجره و خیره شدن به ناکجا آباد چه حسی داره .
که منزوی بودن فقط به خاطر متفاوت بودن چیکار باهات میکنه .
https://eitaa.com/Nummer_ett/29778
لعنت بهت ساتیر گریور صفت . ( ساتیر خودش یه پا گریوره ولی شما توجه نکنید )
انقد نیومدی این پسر از دست رفت ...
https://eitaa.com/Nummer_ett/29780
بیا بیخیال ساتیر ها خودمون بریم کمپ و پیدا کنیم ، اینجوری که پیش میره کابینا و تختامون و بچه های دیگه میگیرن که از قضا ساتیر های درست حسابی دارن ....
بایست بگم بیشتر از پیش پسرم و دوست دارم .
با اینکه هنوز همونه و چیزی ازش ننوشتم ، اما همین تصوراتی که ازش ساختم هم کافیه .
https://eitaa.com/Nummer_ett/29830
همین ، در بهترین موقعیت باید بریم .
من یکی اصلا دلم نمیخواد تختی تو کابین برام نمونه ....
Lair
https://eitaa.com/Nummer_ett/29830 همین ، در بهترین موقعیت باید بریم . من یکی اصلا دلم نمیخواد تختی
د ساتیر ها همچین سر دسته ای دارن که کلانک هدی شدن دیگه ....
https://eitaa.com/Nummer_ett/29831
هنوز اونقدر به خودم اعتماد به نفس ندادم که جایی بزارمش.
ای بابا، نکن همچین باهاشون
https://eitaa.com/Nummer_ett/29832
بایست بت بگم کابین من خالی تر از این حرفاست ، شما به فکر کشت-
اهم ، پیدا کردن تخت باش .