eitaa logo
⭑🇮🇷𝐖𝐡𝐢𝐬𝐩𝐞𝐫𝐬⭑
105 دنبال‌کننده
755 عکس
109 ویدیو
1 فایل
نجوا؟ جایی برای گفتن ناگفته ها⭑ اینجا ما خودمونیم ✨️ شما هم دعوتید به صرف چایی ☕️ کپی؟ فور قشنگ تره https://eitaa.com/joinchat/3048474136Cb40510ea78
مشاهده در ایتا
دانلود
دهمم گذشت،عکس زیادی از امسال ندارم چون بیشتر مجازی بود از ۹ اسفند هم که مدرسه نرفتیم؛امسال سخت گذشت چه از لحاظ درسی چه چیزای دیگه حقیقتش دلم برای دهم و روز های خوب و بدش زیاد تنگ نمیشه چه روزهایی بود که چون تنها بودم و روم نمی شد برم پیش بچه ها تو نمازخونه کتاب می خوندم،مریض بودم از تنهایی تو نماز خونه گریه کردم و چه وقت هایی که دلم پر می شد از حرف هایی که فقط به یه رفیق می تونستم بزنم ولی اون رفیق نبود:))))) ولی گذشت کم کم و من رابطم با بچه ها خیلی خوب شد شاید دلم برای دهم تنگ نشه ولی دلم برای تک تک بچه های دهم تجربی ۲ مدرسه فرزانگان تنگ میشه:(((((( دلم برای بغل دستیم تنگ میشه که هر ثانیه مشغول اوریگامی درست کردن و بافتنی بافتن بود دلم برای ثنای مهربونم تنگ میشه که اول سال چقدر تلاش کرد من تنها نمونم و برم پیششون و چه روزایی که هیچ کس نبود ولی ثنا بود و دلداری می داد دلم برای آیلین تنگ میشه که حتی موقعی که من سر زنگ دینی خواب بودم هم از من دفاع کرده بود دلم برای پریماه و گیم زدنش سر زنگ دفاعی در حالی که وانمود می کرد داره تحقیق انجام میده هم تنگ میشه دلم برای غزل مهربون که اول سال بهم گفت چقد خنده هات قشنگه هم تنگ میشه دلم برای محدثه و هنرمندی هاش،ووجی و محبت کردناش،چایی خوردنم با آیلین،پارمیدا و تی بگ های تموم نشدنیش،نازنین و والیبال بازی کردنش تحت هر شرایطی،هانا و موهای قشنگش و حدیثه و شعر گفتنش هم تنگ میشه:))))) برای زهرا که قبل امتحان مثل معلم کنار بچه ها بود و نجاتمون می داد،برای دینا و بد شانسی آوردناش،مائده،تبسم و مریم برای تک تکشون که نام بردم یا نبردم
برای صبحانه سلامتی که من قرار بود تنها باشم ولی نذاشتن،وسطی بازی کردنامون،بدمینتون بازی کردن تحت هر شرایطی حتی تو نمازخونه،اسم فامیل بازی کردن حتی تو ۵ دقیقه تایم آزاد،لیگ فوتبال کلاس،صحبتام با هانا و سما درباره کتاب،اون روزی که گوشی خانم گلستانی معلم ریاضی رو گرفتیم و آهنگ پاندا کنگ فو کار گذاشتیم و مسخره بازی در آوردیم،ترکیبای سمی آیلین،برای هری پاتر دیدن با تخته هوشمند،درس خوندن دسته جمعی تو کتابخونه، یادگاری و کاردستی درست کردنامون،حرف زدن درباره استرنجر ثینگز با آیلین و سما، تعریف کردنای آیلین، مسابقه های نازنین و پریماه، حرص خوردنای ثنا،ترکیب خنده های پریماه و غزل ،آیس کافی درست کردن سر کلاس،خندیدن و مسخره بازیامون در نهایت برای با معرفتی و پایه بودن بچه ها تو کلاسای مجازی برای همشون دلم خیلی خیلی تنگ میشه:)))) کاش خداحافظی بهتری داشتیم بمونه به یادگار از بچه های با معرفت دهم تجربی۲ پ.ن:عکس برای کافه کتابه-نتونستم جزئیات بیشتر و بفرستم براتون💔-
موقع نوشتن همه اینا از ذهنم مثل یه فیلم سینمایی رد شد و رفت،تک به تک و با جزئیات
هدایت شده از دریچه خیال
دیدین گاهی وقتا آدم از یه چیزی خیلی ناراحته ولی برای بقیه عجیب به نظر میرسه؟
هدایت شده از دریچه خیال
گاهی وقتا (اکثرا) اونقدر ناراحتم که حتی نمیتونم درست رفتار کنم اصلا نمیتونم بخندم نمیتونم حال کسی رو خوب کنم نمیتونم خودم باشم پوچم پوچ
هدایت شده از دریچه خیال
این خیلی بده با یه نفر که خیلی وقته ندیدیش قرار میزاری بعد حال روحیت اونقدر داغونه که نمیتونی حتی درست باهاش حرف بزنی
⭑🇮🇷𝐖𝐡𝐢𝐬𝐩𝐞𝐫𝐬⭑
این خیلی بده با یه نفر که خیلی وقته ندیدیش قرار میزاری بعد حال روحیت اونقدر داغونه که نمیتونی حتی د
چه صحنه آشنایی👩🏻‍🦯 البته من از زور سردرد وحشتناک و اضطراب اجتماعی و اینکه معذب بودم و .... نتونستم حرف بزنم
قاصدکا ازت خبری ندارن، به ابرا بگو که نمیای الکی نبارن.