Willi
تو دل بستی بهمعشوقی که خود معشوقهها دارد، رها کن ای دل غافل، خدایِ بت پرستت را..
باز صد شکر که میخانهی آغوشِ تو هست،
دست کم پیش تو ای عشق، پناهی دارم..
Willi
باز صد شکر که میخانهی آغوشِ تو هست، دست کم پیش تو ای عشق، پناهی دارم..
چرا مویِ مرا دیگر نمی بوسی، نمی بافی؟
يقين دارم دلت خون است از اوضاعِ گیسویم..