eitaa logo
دانلود
من به اندازه‌ی غم‌های دلم پیر شدم.. از تظاهر به جوان بودنِ خود، سیر شدم، عقل میخواست که بعد از تو جوان باشم و شاد.. من ولی باغمِ عشقِ‌تو زمین‌گیر شدم!
هدایت شده از مُهجة -
تو که غریبه نیستی عزیزم ؛ من دارم تمام میشوم ، دارم ته میکشم اگر اوضاعم درست نشود و همینطور که هست ادامه‌ پیداکند ، یکهو میبینی آب شده‌ام و رفته‌ام در زمین ، میبینی غصه آبم کرده ؛ مرا در حالی خواهی‌دید که در میـانِ اندوهِ ‹ نرسیدن‌ ›هایم جان داده‌ و تمام شده‌ام .
چرا منو نجنگیده باختی؟
Willi
‌
‌
Willi
مثل دویست‌وچند تکه استخوانم، زیر خاک.
می‌پرسی کی‌ام؟ چند تکه استخوان در انتظار پایانِ روزهای تکراری.
جاذبه حق برای قلب‌های حقیقت‌طلب، معشوقه‌ها را از کنج دیسکوهای عیش‌مدارانه تاریک و پیک‌های سرخ شراب در دست، بر شانه‌های مستحکم عاشق می‌آورند؛ در میانه میدان‌های نبرد؛ در کف خیابان‌های جورجیا؛ چفیه بر دوش و ذکر بر لب؛ غرورآمیز و حماسه‌محور. رقص دبکه فلسطینی بجای رقص تانگوی آمریکایی. و جاذبه باطل برای قلب‌های فی قلوبهم مرض، دانشجو را در صحن دانشگاه ملی ایران ولو در کنار مقبرة الشهدا، فحاش و فسق‌گرا و کورمنشانه به عرصه می‌کشاند برای سنگ زدن به شهید و دست‌ کج کردن به ولی و پریدن از پرچم صهیون‌ها. و آن صدای نذیر از منبر کوفه باز بلند است که بخدا قسم غربال خواهید شد؛ بخدا قسم غربال!
Willi
شب‌ بخیر.
خوب یا بد، دفترِ امروزِ خود را بسته‌‌ای.. فکر فردایِ قشنگت باش جانم، شب‌ بخیر.
[ حروب كثيرة في رأسي وأنا قتيلها الوحيد. ] «در سرم جنگ‌های بسیاری‌ست، و تنها کشته‌اش منم. »
Willi
‌
‌
Willi
خوب یا بد، دفترِ امروزِ خود را بسته‌‌ای.. فکر فردایِ قشنگت باش جانم، شب‌ بخیر.
تو که می‌خوابی وقت بیدار ماندن من است؛ تا برایت سطر به سطر بنویسم، بلکه مرغ شب‌خوان آن را در خواب برایت زمزمه کند! شب‌ بخیر.
Willi
گر ز بَرت جدا شوم، یا ز غمت رها شوم خودت بگو کجا روم؟ بی‌تو به‌سر نمی‌شود.
بی‌تو من مانده‌ام و فعلِ «کشیدن»، بسیار قلبِ من تیر، سرم سوت، دهانم سیگار..