#محراب_خونین
ای دریغا کشته شد با دست دون مولا علی
ای دریغا شد خزان بوستان توحید نبی
❆ یا علی و یا علی یا علی❆
ای دریغا لاله گون شد مسجد از خون علی
ای دریغا دیدهها شد جمله گریان علی
ای دریغا بهر او آتش گرفته سینهها
ای دریغا بهر او گریان شده این دیدهها
❆ یا علی و یا علی یا علی❆
هجر او آتش زده بر جان پاک شیعیان
اشک غم جاری شده از بهر او از آسمان
داغ او کرده پریشان حال ما را ای خدا
زین بلا و درد و رنج صبری به کن بر ما عطا
❆ یا علی و یا علی یا علی❆
مرغ جانش پرگرفت از گلشن و بستان ما
ای خدا کوتاه نکن از دامنش دستان ما
ای خدا ما را بر او محشور کن در آخرت
تا شویم ما رستگار اندر جوابش عاقبت
❆ یا علی و یا علی یا علی❆
-( حشمت الله نگارنده )
بعضی آدم ها انگار مجبورند،
مجبورند به زندگی، مجبورند به کار، مجبورند به جایگاه اجتماعی شان؛
و پس از چند سالی که در آن جایگاه میمانند، می پذیرند که باید با آن کنار بیایند
اما همچنان چشم هایشان فریاد می زند: من نمی خواهم اینجا بمانم!
مانند آن معلمی که میخواست طراح لباس باشد، یا آن شاعری که الان راننده است.
این شب ها اهل دعا باشید، برای هر کسی که به فکرتون میرسه، چیزی رو بخواید که فکر میکنید باهاش بهتر میشه.
خاک قرآن روی طاقچه رو پاک کنید و بخونیدش
عمیقا بخونیدش، حیفه چنین گنجی توی خونه ای دست نخورده بمونه.