eitaa logo
ریح و مَطَر🇮🇷
48 دنبال‌کننده
299 عکس
36 ویدیو
1 فایل
اینجا سرای ماست خوش آمدید متن ها خودنوشت هستند✍🏻📚
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بَهـآرِسـادات
خدا یك شب تو را در سینه ی من زاد، باور کن یقینی در گمان پیچید و دستم داد، باور کن، تو مثل هر چه هستی در درون من نمی‌گنجی مرا ویرانه کردی خانه ات آباد! باور کن اگرچه بر دلم بارید طوفان عظیم شك پلی بین دل ما بود از پولاد، باور کن، نمی فهمم زبان واژه های آتشینت را رهایی مثل یک آشوب، یک فریاد باور کن تو از نسل عقیم گریه های رفته از یادی . . که تنهایی تو را در چشم هایم زاد، باور کن!
شاعر ها هر بیت را زندگی میکنند، سپس خدا اجازه میدهد که از قلمشان سراییده شود!
شهید بهروز صبوری هجده ساله بود که شهید شد؛ مادرش سی و یک سال دنبالش گشت، بین شهدای گمنام دنبالش گشت و بلاخره بهروز رو پیدا کرد. اون لحظه که پیکر شهید بزرگوار رو دست مادرش دادن، ایشون با گریه می گفت: دیگه نمیگم بی نام و نشونه، میگم بچه‌م بی نام و نشون نیست، بچه‌م مزار داره!
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است دلتنگ به یک خنده او زود به زودیم
ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید بنویسید که اندوه بشر بسیار است
هدایت شده از ضحل‌ صاد
یک سیب افتاد و جهان از قانون جاذبه با خبر شد، میلیون ها جسد افتادند ولی بشر معنی انسانیت را درک نکرد << چارلی چاپلین >>
ریح و مَطَر🇮🇷
شهید بهروز صبوری هجده ساله بود که شهید شد؛ مادرش سی و یک سال دنبالش گشت، بین شهدای گمنام دنبالش گشت
شهید علی عرب شونزده ساله بود که شهید شد؛ از بچه های بامرام روستا روح آباد زرند کرمان بود. تاریخ تولدش ده تیر سال چهل و نه بود و تاریخ شهادتش ده تیر سال شصت و پنج؛ لقب ققنوس دفاع مقدس رو به علی آقا دادند، شاید بپرسید چرا؟! توی عملیات شبانه ای که نباید کوچکترین سر و صدایی میشد، یه تیر به کوله پشتی مهمات علی آقا میخوره، کوله آتش میگیره و ایشون که فرصت پیدا نمیکنه تا کوله رو از پشتش جدا کنه روی زمین میخوابه و با دست جلوی دهانش رو میگیره تا از دردِ زنده زنده سوختن صدایی ازش بیرون نیاد تا عملیات لو نره و همرزمانش آسیبی نبینن. درسته سنش کم بود اما روحش دریا بود! دریایی که با سوختن به اقیانوس وصل رسید.
عیدتون مبارک💚
محراب ابروانت خواند نماز دل‌ها آری بمیرد آن دل کز خون وضو ندارد
امروز: روز جمهوری اسلامی مبارک💚🇮🇷