هدایت شده از taghdimi
-
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست
در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست
ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست
هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان
آسایشی که هست مرا در کنار توست
-
for : https://eitaa.com/Windthebahar
چای سرد میشود،اشک های خشک میشوند،آدم ها جان میدهند،ولی خاطرات هنوز زنده و به یاد ماندنی هستند.