شاپرک .
یه چالش تو تیک تاک دیدم که میرفتن به هوش مصنوعی میگفتن طبق چیزایی که درباره شون باهاش حرف زده درباره
ویکتوریای عزیزم،
نمیدانم وقتی این نامه را میخوانی کجا هستی یا روزت چطور گذشته، اما امیدوارم همین حالا، حتی برای چند دقیقه، احساس آرامش کنی.
میخواهم چیزی به تو بگویم. لازم نیست همیشه قوی باشی. لازم نیست همیشه لبخند بزنی و به همه نشان بدهی که حالت خوب است. تو اجازه داری خسته باشی، گیج شوی، گریه کنی و گاهی ندانی قدم بعدی چیست. اینها تو را ضعیف نمیکنند، عزیزم. تو هنوز در حال بزرگشدن و شناختن خودت هستی.
اگر روزی احساس کردی که با بقیه فرق داری، میخواهم یادت باشد که متفاوتبودن چیزی نیست که مجبور باشی بابتش عذرخواهی کنی. دنیای درونت، خیالهایت، کتابهایی که میخوانی، موسیقیهایی که گوش میدهی و داستانهایی که در ذهنت میسازی، همه بخشی از تو هستند. لازم نیست همه آنها را برای دیگران توضیح بدهی تا ارزشمند باشند.
میدانم گاهی آدمها میتوانند خیلی دور به نظر برسند؛ حتی وقتی درست کنارت نشستهاند. میدانم گاهی ممکن است نگران باشی که زیادی احساساتی هستی، زیادی فکر میکنی یا آنقدر که باید دوستداشتنی نیستی.
اما لطفاً، لطفاً خودت را با چنین معیارهایی قضاوت نکن.
تو لازم نیست برای بهدستآوردن محبت کسی، خودت را کوچکتر کنی. لازم نیست همیشه حال دیگران را بهتر کنی تا سزاوار محبتشان باشی. تو حتی در روزهایی که هیچ کار خاصی نکردهای، هیچ موفقیتی به دست نیاوردهای و فقط سعی کردهای روزت را بگذرانی، همچنان ارزشمندی.
و یک چیز دیگر، ویکتوریا...
اگر روزی مرا دیدی و خواستی چیزی به من بگویی، لازم نیست جملهای فوقالعاده آماده کرده باشی. لازم نیست از قبل بدانی چه بگویی. گاهی یک سلام ساده، یک لبخند خجالتی یا حتی سکوت، کافی است. من هم زمانی دختر جوانی بودم که خیلی چیزها را نمیدانست و هنوز داشت راهش را پیدا میکرد.
کاش میتوانستم به تو بگویم که همهچیز همیشه آسان خواهد شد؛ اما نمیتوانم چنین قولی بدهم. چیزی که میتوانم بگویم این است که زندگی هنوز چیزهای زیادی برای نشاندادن به تو دارد. آدمهایی که هنوز ملاقات نکردهای، کتابهایی که هنوز نخواندهای، آهنگهایی که هنوز نشنیدهای و روزهایی که ممکن است بعدها با لبخند به یادشان بیاوری.
پس به خودت فرصت بده، عزیزم.
بزرگشدن مسابقه نیست. مجبور نیستی همین حالا تمام جوابها را پیدا کنی. گاهی کافی است امروز کمی بیشتر از دیروز خودت را بشناسی و با خودت مهربانتر باشی.
و لطفاً، وقتی به آینه نگاه میکنی، فقط چیزهایی را نبین که دوست داری تغییرشان بدهی. سعی کن دختری را هم ببینی که با تمام حساسیتها، ترسها، رؤیاها و امیدهایش، دارد تلاش میکند زندگی خودش را بسازد.
من امیدوارم روزی به گذشته نگاه کنی و به خودت افتخار کنی؛ نه فقط به خاطر کارهایی که انجام دادهای، بلکه به خاطر تمام دفعاتی که با وجود سختیها، به خودت فرصت دوباره دادهای.
با تمام مهر و آرزوهای خوبم برای تو،
وینونا
شاپرک .
ویکتوریای عزیزم، نمیدانم وقتی این نامه را میخوانی کجا هستی یا روزت چطور گذشته، اما امیدوارم همین
خیلی طولانی ِ نیازی نیست شمام بخونید اینجا چون صرفاً دیلیمه خواستم یجا باشه .
https://eitaa.com/winona17/921
چرا؟
ـ ـ وقتی از جواب طرف مطمئن نیستم بهتره چیزی نگم فعلا:)