این منم، میخوای بخواه، نمیخوای هم نخواه. نه take it نه leave it. کلا هم دیگه تلاش نمیکنم که آدم بهتری باشم. مُردیم انقدر تلاش کردیم برای شما خوب باشیم و شما ندید گرفتید. از این به بعد همینه که هست.
Pov :
من یک سیمکارت دارم که که تقریبا اصلا ازش استفاده نمیکنم
دیروز جایی بودم که آنتن نداشت سیم اصلیم و مجبور بودم از اون سیم کارت متروک😂 استفاده کنم
هیچی با هزار تا بدبدختی و عدم وجود انتن من دو تومن شارژ برای این سیم کارت خریدم
اپراطورش به خاطر فعالیتم بعد از مدت ها بهم ده تومن هدیه داد
من گفتم عه خب بریم اینترنت بخریم
اینترنت خریدم دو گیگ اینترنت رایگان بهم داد ( من با هدیه رایگان خودش نت خریده بودم)
تا شب هم سه بار برام سه تا مکالمه دو ساعته فرستاد به پاس قدردانی ازم که ازشون خرید کردم
من دارم به شخصه بهشون ضرر میزنماا😂😂
ولی...
حالا نمیخواهم از همه چی پند اخلاق بگیرم
ولی حکایت خیلی از ماهاست
تمام خودمون و وجودمون رو برای یک سری ها میزاریم
آخرم میان بهمون میخندن و میگن طرف اسکله یا عقلش نمیرسه... یا داره بهای زیادی میده
نمیخواهم فاز تکست های اینستا رو بگیرم
ولی اگر وجود خودتون رو ارزشمند میدونید
به راحتی همه جا و برای همه کس خرجش نکنید
تنها اتفاق که میفته کم ارزش شدن شماست
#she
این روزا اینقدری با خودمو با همه دعوا دارم که
درگیری های ذهن خودم تبدیل به چندتا آدم شدن که دارن باهم دعوا میکنن
وسط اون آشوب
یکهو به خودم میام میبینم نمیدونم کجام
نمیدونم چیم انگاری که یکی از اون ادم های توی سرم
یک سی سی اندورفین ( نوعی آرام بخش) تزریق میکنه تو سرم و همه جاش یخ میزنه
بعد من نمیفهمم که اون همه درگیری و تنش و اضطراب برای چی بوده و اصلا از کجا شروع شده
و درک این برای خودم هم سخته چه برسه به دیگران
و میخواهم بهشون این تغییر حالت سریع خودم رو توضیح بدم
ولی اینقدری از واکنش های محتملشون بیزارم که ترجیح میدم سکوت کنم بهشون هیچ حقی ندم
و توی اوج عصبانیتی که من رسوندمشون رهاشون کنم
قصدم آزار کسی نیست
ولی دارم باعث آزار میشم و این آزارم
میدههه
تو تمام این مدت با اینکه اگر قدیم بود من رو خیلی عصبی میکرد
میبینم گاهی توم داره منفجر میشه اما آروم نشستم و هیچ اکتی ندارم
و این برای خودم هم سواله که چرا
و برای انجام هر کاری تا عزم شروع رو میکنم
یک تبل بزرگی توی سرم به صدا در میاد که میگه...
ولش کن.....
حال عجیبییه
شما در این مواقع چه میکنید؟؟
بهم بگید
@shakibaca
+ کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار
غصههاشون له میشن یه چیزی نوشته بود
تا بقیه کمی مراعاتشونو میکردن مثلا نوشته بود :
‹ این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پر
کرده و استخدام نشده بر میگردد . .
این خانم سالهاست بغل نشده ، این آقا را
دارند میگذارند خانهی سالمندان،
این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده.
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده
بر آب دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
خیرهکُشی است ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کسش نگوید، تدبیر خونبها کن
بر شاه خوبرویان، واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره، عشقی است چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفع اژدها کن
بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن
هدایت شده از The End of the lines
هر گُلی زیباست اما یاس چیز دیگری ست
در میان سنگ ها الماس چیز دیگری ست
ما میان عمر خود خیلی برادر دیده ایم
در وفاداری ولی عباس چیز دیگری ست
تو کتاب ملت عشق یه جا میگه :
ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست
آنقدر دقیق است که در سایهاش همه چیز سر موقعش اتفاق میافتد ؛ نه یک ثانیه زودتر ، نه یک ثانیه دیرتر .