هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
813.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
my best friend & my favorite person & my companion. Im very attached to him. 🙏🏻
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
-زندگی را بدون قلم هرگز تصور خواهم کرد؛ زیرا دلالت بر این توانایی دارد که ورقه ای پاک را، سیاه از سخنان دردمندانهٔ یک انسان درونگرا کند.
اگر حتی اندکی از انسان ها، علم نوشتن را به طور صحیح داشتند و قلم خود را در راستای نوشتن گفتنی های دلِ پر سخنشان را که قادر نیستند برای افراد دلخواد خود، بازگو کنند را، در قالب متنی اندک، به اندازهٔ دو بیت شعر بر صفحه ای به هدایت در میآوردند؛ اکنون جهان، از دیدن جدایی های تلخی که از جنس نگفتن و نشنیدن به پدید آمده، مالامال از این اندوه و سوگوار که کم ندارد این دنیا نمیشد.
میتوان از قلم در این گفت که انسا را به پر پرنده ای سبک میسازد تا بتواند پرواز کند، در افق های دور و ناپیدا برای انسان های کوته بین خفاش مانندی که نورِ در جهان فاش شدهٔ خورشید را نمیبینند..
تا شقایق هست،
نوشتن باید آموخت..!
02/07/?
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
-یک انسان به خودی خود، تهی از هر نوع معضل روانی و جانی، تلاطم و سردرگمی های وافری را داراست؛ چه رسد به آن آدم نورسته که از پشیزترین اقتضائات سنی او از بهر رشدی مطلوب، پیچیدگی ذهنی و تشویش است، که گر در فردی پدیدار گردد و او دانش چگونگی برخورد با آن را نداشته باشد، در قدم اول با شکست مواجه میشود.
تعقل مصدع و آزاررسان آن تفکریست که به طرز مسمومی در سر پرورانده میشود و چون موری چنان به جان عقل و ذهن فرد تعرض میکند که آنچه باقی میماند از ایده ها و تفکرات رنگارنگ، میشود: سگالشی زهرآگین.
کسی که واقف است به چه نحو با این قبیل تفکرات مسموم تماس برقرار کند، همانیست که پس از ارادهٔ نیک کردن، بر تصمیمش جامهٔ عمل میپوشاند.
02/12/28
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
-آقای قاضی! سید محترم، حقیر نسبت به احوالات متلاطم مردم جهان نزد شما انتقاد دارد.. چه اراده و نیتی میتواند در نهان این قضیه باشد که دو انسان بالغ در نظر عاقل پس از انجام رسومات بس که در اصل زندگی چندان حائز اهمیت نیست، که به وصال یکدیگر میرسند،(گاها.. اغلب اوقات، فرزند یا فرزندانی را به هستی اعطامیکنند.(کمال شکر را به ایشان دارم، اعطا و هدیهٔشان مایحتاج نیست)) تجدید فراش را قبلهٔ سبیل خود میکنند و علی الله زندگیشان، آبرویشان، اقتضائات یک زندگی را ختم به طلاق و جدایی میکنند؟
جناب قاضی بنده اعتراض دارم.گهی پشت به زین، گهی زین به پشت؟ جسارتا اینکه زیانی متقابل برای فرد خطا کار معنا شود، چه منفعتی را انسان خسارت دیده در بر دارد؟ نه روان منهدم شده سرپا میشود نه روح زخم خورده ترمیم:)
قاضی بزرگوار اینکه در شهر دو نفر در دو جایگاه متفاوا که آن سوی شهر جوانی با اسکناس استراحت خود را رقم میزند و دیگری آن سوی شهر، تنها در استراحت و رؤیا میتواند رنگ اسکناس را در زندگیاش نظر کند؛ در ظاهر در باطن در جایی از عالم عادلانه است؟!
قضاوت کنندهٔ گرام! این گستاخ نسبت به این وضع اعتراض دارد.. دردنیایی که آدمیزاد عاری از احساسات و لطافت زندگی را از سر میگذارند، بیش از این نباید خواست.جهانی که با محبت چون بیگانه برخورد میکند، زندگیای که در اذهان خود را پوچ قلمداد میکند، دنیایی که ترحم را نیز از اعضای خانواده تفریق کرده است، خوب.. نباشد.
03/01/09
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
ای لاله های غرقه در خون.. ای آنان که دشمن خونخوارتان تاب لطافت نشسته در دیدگانتان را نداشت، اینک آسوده چشم فرو بندید. نگاهتان را خاموش کنید و نبینید چگونه حقارت و ظلم انسان را فرا گرفته است. نبینید پای منفعت که به میان آمد آمال شما را زیر قدم هایشان لگد مال کردند.
فرشتگان دلربایم.. به راستی که شما دل ربوده اید، دلِ مالامال از اندوه مرا، دلِ خونین یک ملت را، دلِ چاک چاک شدهٔ جهان را. خونی که شما فدا کردید بهای طاقت فرسایی برایمان به جا گذاشت. آن بها اندوه فراغتان بود؛ فراغی که به جای حضور پررنگ و لعابتان سلطنت میکند. لیکن رد پایی که خونتان بر ایرانِ جاوید و جهان گذاشت همه را در بهت فرو برده است. خون شما چون سِیلی عمل کرد که از بهر آبادانی آمده بود. خون شما رنگین تر بود که اینک ما مانده ایم. آن هم در طلب جرعه ای از نگاهِ محبت آمیز شما.
برای شجرة طیبه.
05/01/30
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
هروقت گیج شدید کدوم سمت بایستید و طرفدار کدوم باشید، ببینید بچه ها کدوم سمتن.
اینو فی البداهه نوشتم ولی دوسش دارم.
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
Andy Williamslove story (320) (۱).mp3
زمان:
حجم:
3M
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
-گیسوانش به رقص باد درآمده بودند و تصویر دلربایی را در دیدگان ناظران ایجاد میکرد. دخترکی خردسال که لبخندی دلنشین بر لب داشت. لبخند و رضایت نشسته برچهرهاش، حاکی از رخدادی خوشآیند بود.رخدادی که بیپروا فریاد میزد دل کوچک دخترک را مجاب کرده است.
پیراهن بلندش بر اثر وزش باد خواسته ای بیش نداشت، پرواز؛ به همین قصد خودش را به این و آن سو میکوباند لیکن اسیر تن نحیف دخترک بود.
سرخوش لبهٔ پرتگاه نشسته بود و پاهای باریک و خوش فرمش را تاب میداد. زیر لب شعری را از سر شعف زمزمه میکرد.
به ناگه موجی از احساسات منفی بر دلش رخنه کرد. مردمک چشمش دودو زد، برخاست. لرزی بر اندامش افتاده بود، غیرقابل مهار..
[ نظر را در اطراف چرخاند، نفس در سینه اش حبس شد. کسی نبود و زمان آن فرا رسیده بود، عهدی که با او بست را بخاطر آورد. گزینهای روی میز نمیدید.
قدمی به جلو رفت، نفس محبوس را آزاد ساخت و نظرش را به انتهایی که نامعلوم بود دوخت.میدانست اگر پا پس بکشد باری دیگر به این موقعیت خواهد رسید.. اندکی بعد باد بود که میرقصید در گیسوی رهایش. به تمام عمر اندکش چنین آزادی را درک نکرده بود. آخرین قاب برف سرخ بود.]
04/03/26
[05/01/25]
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
-تو از درون من به طور ناچیزی هم مطلع نیستی.
فقط بر معدود حوادثی که من رخ داده واقفی!
آن هم نه تماماً، معدودی!
مدعی نباش که بر من معرفت داری.
03/03/16
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
HiddenHidden - Mizane Ghalbam - 320.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
هدایت شده از کلامی که قلمم شنید
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
- سال بلوا