کسی باش که باید بشوی! انسان چگونه میتواند بدون در نظر گرفتن حقیقت، بفهمد کیست و چیست؟
- اروین یالوم
رایحهٔ جلابخش گل را مهمان ریههایم میکنم. خنکای باد از امواج موهایم رد میشود دلم را سرحال میآورد. چشمانم سبزی و طراوت را قاب کردهاست، قابی که ظرافت دست نقاش را میرساند.
گاهی واجب میشود آدمی، خویش را از بند مشکلات مرخص کند و دل به طبیعت بسپارد. طبیعت در فعل خود ماهر است و میداند چگونه غم را از دل غمزده ها بزداید.
اینک با حمایت درختان و سبزهها به ایام گذشته میاندیشم و میبینم در زندگی کردن کوتاهی کردهام. سرم، گرمِ زنده ماندن بود لیک دریغ از اندکی زیستن.
زندگی، اشتغال است. اشتغال به مجموعهای از امور عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، زیستی و... . آنجایی که آدم اسیر تنها یکی شود، مسیر حیات دچار انحراف میشود. روزها از رنگ و لعاب میافتند و حال..انسان محتاج تلنگری است برای بازگشت به آنچه باید.
زیبایی خلقت به این است که مسیرِ فاقد انحراف از آن انسان نیست؛ مسیر پیموده شده توسط ربات است.
چشم به آسمان میچرخانم و طرحهای عاری از نقص خالق را به دیدگانم هدیه میدهم. توشهای از صفا و امید بر دوش میگیرم و خود را برای هیاهوی بینظم زندگی مهیا میکنم.
05/02/30
زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد.
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بیتابم، که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا میخواند.
- سهراب سپهری
کسی که آزادی دیگری را سلب میکند، خودش زندانی نفرت است و پشت میلههای تعصب و کوتهفکری محبوس مانده. هرگز کاملاً آزاد نخواهم بود اگر آزادی فرد دیگری را از او بگیرم، درست همانطور که آزاد نخواهم بود اگر دیگری آزادیام را ازم بگیرد. ستمگر و ستمدیده هر دو از انسانیتشان محروم شدهاند.
- واسلاو هاول
زیبا باش و لبخند بزن. به خودت بیتوجه نباش. دلم میخواهد خوشحال باشی. تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی
- کاترین کامو
حال را میشود با درد گذارند؛ امّا تصوّر دردآلود بودن آینده و دوام بدون دگرگونی حال، انسان را از پا در میآورد.
- نادر ابراهیمی
من دیگر بسم است، که هی روحم را با خودم همراه داشته باشم. من برای یافتن آن سرزمینی که مسائل دشوار را خواهد کشت خیلی عجله دارم. مسکن من، اینجا نیست.
-آلبر کامو
هدایت شده از ارغوآن
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفهی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
-داستایفسکی