هدایت شده از توییتر سیاسی
مهدی خراتیان (مدیر اندیشکده احیای سیاست)
✅ #مستقل
تیم مذاکره کننده ایرانی ریسکهای امنیتی مهمی را پذیرفت و برای دفاع از حقوق ایران، به اسلام آباد رفت و پیشنهادهای متعددی را به طرف آمریکایی ارائه کرد، اما ونس تحت فشار لابی شدید اسراییل در مورد ذخایر اورانیوم و فشار ترامپ در مورد تنگه هرمز نتوانست به جمع بندی برسد و نخواست که ریسک تصمیمات بزرگ را بپذیرد. نکته مهم این مذاکرات این بود که تهران بدلیل عدم تحقق دو پیش شرط خود، از بازگشایی تنگه هرمز استنکاف کرد و حتی با با لاک کردن روی دو رزمناو آمریکایی و شلیک پهپاد به سمت آنها که قصد تست کردن سطح حساسیت ایران را داشتند، تلاش آمریکا برای کنترل و بازگشایی این تنگه را ناکام گذاشت.
[ادامه دارد]
🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇
@PoliticalTwitter
هدایت شده از توییتر سیاسی
مهدی خراتیان (مدیر اندیشکده احیای سیاست)
✅ #مستقل
[ادامه قبلی]
اکنون دو حالت متصور است؛ یا طرف آمریکایی در تبدیل این وضعیت به جنگ مجدد تعلل خواهد کرد و خواهد کوشید با افزایش فشار در حوزه کشتیرانی ایران و ایجاد فشار اقتصادی، موضع خود را ارتقا داده و پس از آن در ادامه مسیر دیپلماتیک جدیدی را باز کند. مسلما در آنصورت، ایران به منظور واکنش به فشار به حوزه کشتیرانی و نفت خود، بسمت برخی اقدامات جبرانی در منطقه حرکت خواهد کرد؛ اما توصیه اکید این است که ایران زمانرا از دست نداده و با رایرنی سطح بالا با قدرتهای بزرگ و تعریف نقش مشخصی برای آنها در دوران پساجنگ در منطقه، زمینه وساطت آنها را بشکلی که وزنه وساطت آنها به نفع تهران سنگینی کند، فراهم کند. بارها گفته ایم و باز هم میگوییم که سطح اینپرونده، سطح کشورهای کوچکی چون عمان و قطر و قدرتهای منطقه ای چون پاکستان نیست. همچنین تهران دیکر نباید حضور ویتکاف و کوشنر را در مذاکرات بپذیرد.
حالت دوم این است که ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران، فضا حتی زودتر از دو هفته بسمت عملیاتهای ترور و تصاعد جنگ و شاید حرکت بسمت تخریب زیرساختها پیش خواهد رفت؛ که این به آن معنی است که اسراییل به عنوان پیشران و مسبب اصلی این جنگ، هزینه های ادامه جنگ را برای خود کمتر از فواید آن ارزیابی میکند. در آنصورت، تهران برای تحقق شروط خود، چاره ای ندارد جز آنکه علاوه بر حفظ فشار بر بازارهای جهانی و اقدامات جبرانی در منطقه، برخی از ملاحظات در مدیریت جنگ ۴۰ روزه را - که مبتنی بر دکترین جنگ فرسایشی است - کنار گذاشته و در بازه زمانی کوتاهتری نظام محاسباتی را در اسراییل تغییر دهد تا فضا برای گشوده شدن باب جدیدی از مذاکره در کوتاهترین زمان هموار شود.
در هر دو حالت باید دقت کرد که اولا آمادگی برای بدترین شرایط، من جمله ترور و جنگ زیرساختی شرط عقل است و ثانیا مساله مدیریت صحنه و زمان برای ایران بسیار مهم است و تهران با فعالیت گسترده در سطوحعالی دیپلماسی و رایزنی با قدرتهای بزرگ و کنار گذاشتن برخی ملاحظات در بانک اهداف، نباید اجازه دهد که ایالات متحده مدیریت زمان و صحنه را به دست گیرد.
🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇
@PoliticalTwitter
هدایت شده از به وقت ایران
83.mp3
زمان:
حجم:
50.8M
🔺شکست مذاکرات اسلام آباد!
▪️ جنگ چه خواهد شد؟
🔴برنامه به وقت ایران
🔰 قسمت هشتاد و سه
با حضور:
👤وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر
👤سرباز روح الله رضوی؛ مجری برنامه
👤نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی
👤مهدی خراتیان؛ مدیر اندیشکده احیای سیاست
📅 برنامه 83 |1405/01/23
مشاهده ویدیوی کامل برنامه در آپارات اسکرین پادکست
#صوت_به_وقت_ایران
🔻🔻🔻
با اسکرینشات همراه شوید
@Screenshotpersian
هدایت شده از توییتر سیاسی
مهدی محمدی (مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی)
✅ #اصولگرا
آنچه من در مذاکرات دیدم یک مبارزه بی امان بود برای اتصال میدان به دیپلماسی. میدان در اتاق حاضر بود. اصل، جنگی است که درگیر آنیم، مهمات این جنگ گاهی موشک است و گاه کلماتی که در مذاکره بیان می شود. و جنگ ادامه دارد: گاه در اتاق عملیات و گاه در اتاق مذاکره. باید متحد بمانیم.
🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇
@PoliticalTwitter
معماری قدرت، نظم، امنیت و بازدارندگی ایران
مهدی محمدی (مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی) ✅ #اصولگرا آنچه من در مذاکرات دیدم یک مبارزه بی امان
آقای علیزاده یک جواب فنی به این توییت آقای محمدی دادند.
👇
هدایت شده از توییتر سیاسی
علی علیزاده (فعال رسانه)
✅ #نزدیک_به_جناح_اصولگرا
این حرف اگرچه در ظاهر جذاب اما به شدت خطرناک و متوهمانه و نشاندهنده تسری تفکر سازهانگارانهی جواد ظریف به بقیه جناحهای حاکمیت است. دیپلماسی هرگز نمیتواند با میدان در یک کفه قرار بگیرد. دیپلماسی و میدان تفاوتی وجودشناختی (ontologic) دارند. میدان محل تولید قدرت و دیپلماسی محل صورت بندی و ترجمه و تغییر شکل دادن قدرت حاصل شده در میدان است. شما میتوانید قدرت حاصل از جنگ را بواسطه دیپلماسی در قالب قانون تثبیت کنید اما نمیتواند بواسطه دیپلماسی صرف، از هیچ جا (ex nihiol) قدرت تولید کنید. هرگونه همترازی کاذب (false equivalence) بین میدان و دیپلماسی تضعیف غیرمستقیم و ضمنی جایگاه وجودشناختی میدان است.
اگر قرار است ایران کشوری قدرتمند شود، همه جناحها، چپ و راست هم ندارد، باید استیلای میدان بر دیپلماسی را به عنوان اصل بدیهی بپذیرند. فارغ از آنکه خودشان و جناحشان در آن لحظه خاص در صندلی دیپلماسی نشسته باشد یا میدان.
🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇
@PoliticalTwitter
هدایت شده از قدرت، امنیت و دولت ایران
دیروز اسرائیل در عرض دهدقیقه 130 حملهی هوایی در لبنان انجام داده است.
از این خبر یک پیام نظری برای کسانی که سیاست را فراتر از عملگرایی و حزببازی، عمیقتر درلایههای نظری و اندیشهای دنبال میکنند، مخابره میشود.
باتوجه به اینکه نتانیاهو چندیپیش در میانهی جنگ با ایران گفت: «حضرت عیسی هیچ برتریای بر چنگیزخان ندارد مگر اینکه در قدرت بسیار بیرحم، خشن و جدی باشد.»
میتوان گفت اقدامات نتانیاهو بر اساس «دکترین ماکیاوللی» است. ضروری است «تصمیمسازان» و «تصمیمگیران» جمهوری اسلامی باید «دکترین ماکیاوللی» که «بنیاد نظری» عمل سیاسی دشمن است را خوب مورد مطالعه قرار بدهند و با دغدغهی «کنش سیاسی اسلامی» و «سیاست اسلامی» به مقابله با آن پرداخته و تئوری و تجویز مناسب را بهمنظور استحالهی آن داشته باشند.
شهید علی لاریجانی-دبیر سابق شعام- با گرایش فلسفی به کانت فیلسوف پرداخته بود. بنده معتقدم با گرایش «اندیشه و فلسفهی سیاسی»، باید «ماکیاوللی» را بهطور دقیق خواند. «ماکیاوللی» مانند ارسطو و افلاطون نیست که انتزاعیاتی گفته باشند و تمام شده باشد. او مانند آگوستین نیست که مطلوبهایش را در سیاست به تصویر کشانده باشد. بلکه «قواعد و منطق قدرت» را بیان میکند. گفتههای نتانیاهو ثابت میکند اگرچه ماکیاوللی قرنهاست که مرده است، اما ارادهی او کماکان حضور دارد. «ماکیاوللی» با دغدغهی «امنیت ملی» به اصلبودن قدرت و حفظ حکومت ولو با خشونت و فریب رسید.
«ماکیاوللی» با دغدغهی تأمین «امنیت ملی»، «سیاست مدرن مبتنی بر قدرت» را صورتگری نمود و اندیشمندان سیاسی بعدی مانند «هابز»، «هگل» و... آن را تصحیح و تکمیل کردند. قاطعانه میتوان گفت یکی از صورتگران «سیاست مدرن» «ماکیاوللی» است و کتابهای «گفتارها» و «شهریار»، تجلی اندیشه و یافتههای سیاسی او در این زمینه است.
✍تفرشی
🆔@political_science14
برخی دوستان نسبت به نشر اخبار از کانالهای معتبر اعلام نارضایتی کردند و تأکید داشتند تحلیل بنویسم.
انشاءالله از امشب به میزانی که فرصت کنم چشم.
⭕️شکست هژمونی نظم آمریکایی: دو نشانه آشکار از گذار به جهان چندقطبی
✍تفرشی
در روزهایی که نشانههای افول سیطره جهانی ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد، دو خبر مهم از دو سوی جهان، طنینانداز شد.
1⃣اروپا در مسیر چندقطبیگرایی
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، پس از دیدار رسمی با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در توییتی صریح بر تغییر جهت راهبردی تأکید کرد. او گفت:
«امروز با رئیسجمهور شی جینپینگ تأیید کردم که پیوند میان اسپانیا و چین پس از این سفر رسمی تقویت شده بیرون میآید. در جهانی که روز به روز نامطمئنتر میشود، اسپانیا بر یک رابطه اتحادیه اروپا-چین مبتنی بر اعتماد، گفتوگو و ثبات شرطبندی میکند. ما باید به پیشبرد به سوی یک #نظم_چندقطبی که از احترام و واقعگرایی ساخته شده، ادامه دهیم.»
این اعلام موضع، نه تنها نشاندهنده تمایل یک عضو مهم اتحادیه اروپا به تعمیق همکاری با #چین است، بلکه آشکارا خواستار #تغییر_نظم_جهانی بر پایهی #چندقطبیگرایی و به چالشکشیدن هژمونی تکقطبی گذشته است.
2⃣ضربه به سلطه دلار در مبادلات انرژی
در خبری دیگر که مستقیماً به بنیانهای اقتصادی #نظم_آمریکایی ضربه میزند، چین قراردادهای «پترویوان» با کشورهای خلیج فارس را جایگزین قراردادهای پترودلار اعلام کرد. ضربهای مستقیم به سیستم «پترودلار» - ستون فقرات سلطه مالی و ژئوپلیتیک واشنگتن برای دههها - محسوب میشود.
🔸این دو رویداد، تصویری همگرا و قدرتمند ترسیم میکنند: جهان در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است. صفبندیهای جدیدی در حال شکلگیری است؛ جایی که قدرتهای سنتی غرب، حتی متحدان دیرینه، به تدریج در پی کاهش وابستگی به قطب هژمونیک پیشین هستند. اینروند، فرآیندی تدریجی از «زوال سیطره» است که اکنون با شتاب بیشتری در حال وقوع است. جهان، طبق پیشبینی بسیاری از تحلیلگران، خود را برای معماری جدیدی آماده میکند که در آن نظم چندقطبی جدید جایگزین نظم سلطهگر تکقطبی میشود.
🆔@world_order
⭕️تحلیل پیروزی ایران در جنگ رمضان 1404
🔸 جنگ رمضان ۱۴۰۴ یک رویارویی ۴۰روزه بین جمهوری اسلامی ایران از یکسو و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر بود. هدف اصلی دشمن، «تغییر نظام سیاسی جمهوری اسلامی» و «تجزیهی جغرافیایی کشور» از طریق یک «جنگ ترکیبی» همهجانبه بود. اما برخلاف این طراحی، نه تنها این اهداف محقق نشد، بلکه ایران با اتکا به ظرفیتهای درونی و بیرونی خود، دست برتر را در میدان و دیپلماسی به دست آورد.
🔻نشانههای پیروزی ایران:
1⃣شکست راهبرد کلان دشمن: ناکامی در تغییر نظام، تجزیهی ایران و تصاحب نفت
🔸 نظام سیاسی ایران فرو نپاشید، و یا سازشگر نشد، و ساختار حاکمیت با انسجام ادامه یافت. انتخاب رهبر جدید نیز - که خلف شایسته خامنهای شهید است و اهل مقاومت- بر خلاف خواست آمریکاییها بود.
🔸پروژهی تجزیه ایران ناکام ماند و «همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی» شکل گرفت.
🔸پروژهی تصاحب نفت ایران شکست خورد و جمهوری اسلامی ایران استقلال خود در امور نفتی را حفظ کرد.
2⃣تثبیت و ارتقای بازدارندگی نظامی ایران
🔸عملکرد ایران در استفاده از «توان موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن» فرضیه برتری قطعی نظامی دشمن را زیر سؤال برد.
🔸بازدارندگی ایران از سطح منطقهای فراتر رفت و ایران به یک قدرت نظامی قابل توجه در معادلات جهانی تبدیل شد.
3⃣نقش بیبدیل مردم و سرمایهی اجتماعی
🔸برخلاف هدف دشمن برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، «همبستگی» و «تابآوری اجتماعی» قابل توجهی شکل گرفت.
🔸حضور فعال مردم، حمایت گسترده از نیروهای مسلح و حفظ ثبات در زندگی روزمره باعث شد «سرمایهی اجتماعی» به یک «بازیگر راهبردی» تبدیل شود و از تبدیل جنگ به بحران داخلی جلوگیری کند.
4⃣تقویت جبههی مقاومت و تعمیق عمق راهبردی
🔸جبههی مقاومت به یک «شبکهی فعال منسجم» تبدیل شد که در چهار سطح نقش ایفا کرد:
- عملیاتی: ایجاد جبهههای متعدد.
- راهبردی: عمق دفاعی ایران.
- سازمانی: نهادینگی و پایداری.
- روانی: افزایش روحیهی خودی.
این امر جایگاه ایران را به عنوان مرکز ثقل این محور تثبیت کرد.
5⃣ برتری ژئوپلیتیکی و تبدیل تنگه هرمز به اهرم قدرت
🔸ایران با بهرهگیری هوشمندانه از «مزیتهای ژئوپلیتیکی»، تنگه هرمز را به «ابزار فشار مؤثر» تبدیل کرد.
این اقدام منجر به افزایش قیمت انرژی، نگرانی مصرفکنندگان و تبدیل تنگه به «اهرم چانهزنی» در مذاکرات سیاسی شد.
با این حال، کنترل تنگه هرمز یک «امر مردد» است و ثبات کامل در تسلط بر آن هنوز حاصل نشده است.
6⃣تغییر موازنه در جنگ اقتصادی و تضعیف تحریمها
🔸 تحریمها در شرایط جنگ کارایی خود را از دست دادند.
🔸 افزایش قیمت انرژی به نفع ایران بود و «نیاز بازار جهانی به انرژی» موجب بیاثر شدن محدودیتهای صادراتی شد.
🔸وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات منطقه، اهرم فشار جدیدی به ایران بخشید.
7⃣تضعیف جایگاه بینالمللی آمریکا و رژیم صهیونیستی
🔸جنگ به آشکار شدن «محدودیتهای قدرت» دشمن و تضعیف نسبی جایگاه بینالمللی آنها منجر شد.
🔸این تضعیف ناشی از انتقادات داخلی، فاصلهگیری متحدان، هزینههای اقتصادی و مهمتر از همه عدم تحقق «اهداف کلان جنگ» بود.
8⃣تبدیل ایران به الگوی مقاومت و قدرت نوظهور چندبعدی
🔸جنگ، ایران را به عنوان یک «الگوی جدید» در «مقاومت» و «قدرت ترکیبی» (ترکیبی از قدرت سخت، نیمهسخت و نرم) تثبیت کرد. این الگو برای سایر کشورها «الهامبخش» است.
🔸در مجموع، جنگ رمضان نقطهعطفی است که نشان داد ایران میتواند در شکلدهی به نظم آینده جهان «نقشآفرین» باشد، اما تداوم دستاوردها نیازمند حفظ «وحدت ملی»، تقویت کارآمدی دولتداری است.
🆔@world_order