_ پرسید او هم هنوز تو رو به یاد داره؟!
با لبخندی غمگین به او گفتم من وقتی کنارش بودم هم...
فراموش شده بودم..!
woundsoul|روحِزخمی
گاهى براى خودش مىنوشت و از روزگارش ميگفت؛
نوشتنش شايد بيفايده بود اما خوندنش قطعا حالش رو بهتر ميكرد؛
بالاخره آدم هميشه بايد از خودش باخبر باشه ...m...
woundsoul|روحِزخمی
هیچمیگوییاسیریداشتم،حالشچهشد؟!
خستهیمننیمِجانیداشت،احوالشچهشد؟!..
woundsoul|روحِزخمی
غلطاستهرکهگویدکهبهدلرهستدلرا
دلمنزغصهخونشددلاوخبرندارد
woundsoul|روحِزخمی
جسم و روحم خسته است اما مجال خواب نیست...
هیچکس مانند من بهر رخش بیتاب نیست :)!
woundsoul|روحِزخمی
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا کم حرف میزنم..؟!
woundsoul|روحِزخمی
هدایت شده از یک کنج:)
روباه گفت: من ديگه دوست داشتن ندارم
شازده كوچولو گفت: مگه ميشه؟
روباه گفت: آره. همه دوست داشتنامو دادم به يكی ولی اون گمشون كرد، حالا هم هرجا دنبالشون میگردم پيداشون نمیكنم.
-شازده کوچولو
و خداوند شب را آفرید تا از دلتنگیهایمان برایش بگوییم :)!
woundsoul|روحِزخمی