🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗
💗🌸💗
🌸💗
💗
عشق پاکــ🌱
#پارت۲۲
با صدای داد بابا از جا پریدم و سریع رفتم پایین روی آخرین پله ایستادم بابا داشت سر فاطمه داد میزد و فاطمه هم سرشو انداخته بود پایین و از ترس حرفی نمیزد
بابا رو به فاطمه کرد و گفت:
_از امروز به بعد نه اجازه داری بری بیرون نه حتی با ما هم جایی بیای توی اتاقت میمونی تا ادم بشی
با این حرف بابا فاطمه بلند زد زیر گریه و گفت
_بابا غلط کردم خواهش میکنم بزار برم بیرون قول میدم دیگه این کارو نکنم قول میدم
بابا نگاهی بهش کرد و گفت
_همینی که گفتم فعلا تکلیفت همینه راستی اون گوشیتم بده به من بدو
فاطمه التماس میکرد که بابا حداقل گوشیشو نگیره اما بابا پس نکشید و گوشیشو گرفت
فاطمه با صدای گریه بلند سریع رفت بالا
بابا حسابی از عصبانیت سرخ شده بود مامان هم یه گوشی ای نشسته بود و سرشو گرفته بود و اروم گریه میکرد
رفتم برای مامان و بابا گل گاو زبون درست کردم تا اروم بشن وقتی تموم شد ریختم توی لیوان و رفتم جلوی بابا گذاشتم روی میز خم شدم و لیوانو برداشتم و دادم دست بابا و گفتم
_باباجون جان من غصه نخور اروم باشید خواهش میکنم اینو بخورید تا اروم بشید
بابا نگاهی بهم کرد و لبخندی زد و گفت
_کاش یکم از مهربونی و عاقل بودن تو رو فاطمه داشت
_بابا مطمئن باشید اونم اینطوری نیست خیلی دلش پاکه این رفتارو حرکات از خودش نیست تعلیم دیده...
_فعلا تنبیهش کردم تا ادم بشه توام برو بخواب دیر وقته
_چشم
مامان که همونجا خوابش برده بود به بابا گفتم
_مامان بیدار شد بگید حتما از این دمنوش بخوره حالش بهتر بشه
_باشه عزیزم برو
_شب بخیر
رفتم بالا فاطمه روی تختش زیر پتو داشت گریه میکرد وقتی صدای پامو شنید سرشو اورد بیرون و گفت
_ببین من یه جا تلافی میکنم حالا بشین و ببین
حرفی نزدم چون حرف زدن فایده نداشت
رفتم و دراز کشیدم امروز محسن اخر بار توی ماشین گفت به زودی مزاحم میشیم این حرفش یعنی چی؟
یعنی مامان اینا قراری گذاشتن و من خبر ندارم؟.....
#نویسندگی_منتظر۳۱۳ ✍🏻
کپی رمان بدون ذکر منبع و حذف نویسنده حرام است🔥
🕊⃟⃟⃟💌@SHahid_Ahmad_Mashlab 🕊⃟💌
مـا از تـو آمـوخـتیـم
ڪه جـان ِناقابلۍداریم
و آن هم فداۍوطن ...
https://eitaa.com/wrrtuui
میگفت: برای شهادت باید التماس کرد،شهادت رو خشک و خالی به هرکسی نمیدن رفقا ..
#شهادت
https://eitaa.com/wrrtuui
گفت: حاجی دستتو بنداز دور گردنم.
حاجی جواب داد: نه! من دست دور گردن هر کس انداختم، شهید شده.
شهید محمد حسین عزیزی🥹
https://eitaa.com/wrrtuui