eitaa logo
✨با خدا باش و پادشاهی کن ✨
101 دنبال‌کننده
505 عکس
88 ویدیو
0 فایل
با شما همراهیم برای دانستن برای خوب زیستن 💫💫 اینجا بچه شیعه ها حیدر کرار ۱۱۰ کپی؟«باذکر یاعلی »حلالت👉 شروع:۱۴۰۵/۵/۲۱ پایان: «شهادت» لف بدون هماهنگی حرااام می‌باشد 🔥 من اینجام 👈 @gfhfdhjk
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ ...حق الناس یعنے من با گناهام نذارم بقیه مشتاقان ،ظهورآقاروببینند💔 به راه بیایم تا از راه بیاید.... https://eitaa.com/wrrtuui
- رضا پهلوی: به علت اینکه تا کمتراز ۱۰ روز دیگه اعضای گارد جاویدان مجبورن برن مدرسه،انقلاب به تعویق افتاد... 🗿🦦 - https://eitaa.com/wrrtuui
خواستَم‌ بِگویَم چِـرا نَیامَدۍ . .؟!💔 دیـدَم‌ حق‌ داࢪۍ تَعطیل‌ تَـر از جمعہ ، خودِ مـا هستیم🚶‍♂😔. بـࢪاۍِ‌ظھۅࢪِش‌چیڪاࢪکَࢪدیم؟ https://eitaa.com/wrrtuui
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد میگید چادری ها و مذهبی ها عاشق جمهوری اسلامی ایران هستند و همش به سلبریتی ها هیت میدن😒 خداراشکر که این همه آدم هرشب میرن تجمعات و نصف شون چادری نیستن ☺️ خداراشکر که ایشون هم چادری نیستن . . همه ی خصوصیت های آدم ها یه طرف ، غیرتی که روی کشورشون دارن هم یه طرف . . :) حتــــمـــاً نبایـــد مذهــبــی باشــــی ؛ وقــتی وجــــدان داشته باشی اینجـــوری نسبت به بعضیاااا صدات در میاد ...! واقعا آفرین به غیرتت دختر ایرانی🇮🇷 | https://eitaa.com/wrrtuui
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وایسا ببینم تو مگه شوهر نداری .... سلام منظورتون چیه؟ من دبیرستانی هستم
سلام خوبی 🩷 بیشتر فعالیت کنید 😍 ..... سلام چشم اگه مشکل پیش نیاید من از خدامه🤩🤩
سلام کانالت عالیهههه 🫀م ..... سلام ممنون از لطفتون 💫💫 موندگار باشید ☘☘
🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗 💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗 🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗 💗🌸💗🌸💗🌸💗 🌸💗🌸💗🌸💗 💗🌸💗🌸💗 🌸💗🌸💗 💗🌸💗 🌸💗 💗 عشق پاکــ🌱 با صدای مامان که داشت بیدارم میکرد از خواب بیدار شدم _سلام مامان صبحت بخیر _سلام عزیزم پاشو بیا پایین کارت دارم _چشم چیکار دارید؟ _بیا پایین بهت میگم از تخت اومدم پایین و آبی به دست و صورتم زدم یعنی مامان چیکارم داره که گفت برم پایین؟ فاطمه که دیشب تا صبح گریه کرده بود الان از خسته گی خوابش برده بود رفتم پایین مامان توی آشپزخونه بود _سلام مامان کاری داشتی؟ _سلام عزیزم اره بیا بشین تا بگم روی صندلی نشستم و مامان هم کنارم نشست _خب عزیزم من دیروز زنگ زدم و به خالت گفتم که یه جلسه میزاریم تا باهم صحبت کنید خالت گفت که امشب بیان اینجا اما من بخاطر اوضاع خونمون و حال فاطمه قبول نکردم و گفتم بریم بیرون با تعجب پرسیدم _خب حالا کجا بریم؟! _خاله گفت که آقا محسن گفته بریم سر شهدا... اسم شهدا که اومد از ته دل خوشحال شدم بهترین جا همونجا هستش _خب حالا نظرت چیه بگم میایم؟ _نمیدونم هرچی خودتون صلاح میدونید مامان لبخندی زد و رفت تا ظرفا رو بشوره واقعا از جایی که شب قراره بریم خیلی خوشحالم به شهدا متوسل شدم و ازشون خواستم تا کمکم کنن یه زندگی شهدایی داشته باشم.... رفتم سمت اتاقم فاطمه بیدار شده بود و داشت گریه میکرد دلم براش سوخت رفتم کنارش و گفتم _آجی جانم گریه نکن انشاالله درست میشه بدون اینکه نگاهی بهم بکنه شدت گریش بیشتر شد و گفت _فقط بهم بگو به بابا چی گفتی که اینکارو کرد _من هیچی به بابا نگفتم من فقط به مامان گفتم که رفتیم اونجا و چیشد مامان خودش زنگ زد بابا _میمردی اگه حرفی نمیزدی؟ _واقعا فاطمه به نظر خودت کارت درست بود؟ شاید الان متوجه حرفم نباشی و بگی چرت میگم اما همه اینکارا فقط و فقط بخاطر خودته _من نمیخوام کسی برام کاری کنه کیو ببینم؟ حرف زدن با این ادم فایده ای نداره تا زمانی که خودش نخواد و تنبیه بشه و ادم بشه... ✍🏻 کپی رمان بدون ذکر منبع و حذف نویسنده حرام است🔥 🕊⃟⃟⃟💌@SHahid_Ahmad_Mashlab 🕊⃟💌