ادبار
بابا بسه هر روز یه چسی جدید. نامزدشه مگه اومدن براش سوپ آوردن دم خونه چون سرماخورده؟
بعد قسمت مورد علاقم اونجاست که میان علی رو بغل کنن، علی فکرمیکنه میخوان بدون مامانش ببرنش(چون خب چادر داشتن و مامانش چادر نداشت) و میزنه زیر گریه و اونا موز میشن. هههخخخههه. بعدش علی جونمو ماچ ماچی کردم که اون هندجگرخوار رو ضایع کرد.
بابام سر شب رفت تو اتاق به شوهرخواهرم سلام کنه و یکم خوش و بش کنن، الان اومد بیرون چشش افتاد به من، من هنوز هیچی نگفته بودم، گفت من همینم دیگه، میرم بالا منبر پایین نمیام🤣
https://eitaa.com/xADBAR/1020 وای هشمت من اینو درست کردم،بد نیست خوشمزهس 👍🏻👍🏻 خوشمان امد
-
من دفعه اول همینجوری بود میگفتم بد نیست، ولی دفعه های بعدی عاشقش شدم😭
خلاصه پیشنهاد میشه، درست کنید.
ادبار
https://eitaa.com/xADBAR/1020 وای هشمت من اینو درست کردم،بد نیست خوشمزهس 👍🏻👍🏻 خوشمان امد - من دفعه
هی یادم میاد جدید.
مثلا اولین دفعه خواهرم برگشت گفت خیلی خوشمزس خیلی دوسش دارن ولی زیاد بخوری دلتو میزنه.
دفعه بعدش فرداشبش درست کردم برا خودم، ایندفعه پنیر و ایناشو با دقت تر ریختم، اومد تو اتاق یچیزی برداره رفت قاشق اورد نشست باهام خورد.
بعد تموم شد، داداشم اومد گفت درست کرده بودی کرانچی؟ گفتم اره. میخوای درست کنم برات؟ (هنوز نخورده بود) گفت طول نمیکشه؟ گفتم نه.
رفتم براش درست کردم (ساعت ۲ شب.) بعد دوباره خواهرم اومد تو هال گفت بدون من؟ نشست نصف سالاد داداشمم خورد.
بیشتر که بهش فکر کردم، دیدم رانندگی من حتی شبیه بابام هم نیست. شبیه داداشمه.
شبیه بابام نیست، ولی تقصیرش چرا.
چون از بس همش میگفت تو ماشین هنوز دستت نیومده، داداشت ماشین قشنگ دستشه، راننده نشدی هنوز، باید راننده بشی؛ حالا تحویل بگیر. هرکی میشینه تو ماشین من قالب تهی میکنه.
البته پر واضحه که من نسخه آماتور داداشمم. اگه بشینی تو ماشین من هر لحظه سکته میکنی، میگی الان میماله به جدول، دیگه ایندفعه ماشین بغلی رو خط میندازه، الان میفتیم تو جدول.
ولی اگه بشینی تو ماشین داداشم، فقط آیت الکرسی میخونی و زبونت بند میاد نمیتونی بگی یا حسن مجتبی الان چپ میکنیم، الان ماشین جلوییو زیر میگیره، الان پرواز میکنیم. نه. فقط آیت الکرسی.
به طرز جالبی حس میکنم آمار رو فردا میفتم، و همچنان تنها کاری که میکنم، لش کردن و آنالیز دست فرمون اطرافیانه.
هی گفتم بچها بدویین من میترسم تایم تموم بشه ما تموم نکنیم، میگه اگر بلدی خودت برو سوال بعدی. خیلی کارش زشت بود، معلومه که بلد نیستممم.
احساسات آدما همیشه برام یه پیش نویس اولیه کوتاه ولی خیلی واضح داره که مطمئنم درسته. یچیزی در حد خلاصه های فیلمای ایرانی انگار نوشته رو پیشونیشون. خیلی مبهم و کوتاه و نامفهوم ولی اذیت کننده.