ꨲشاپرك
݁ꨲآغꨲᩛوش تو در دل𐨆 شꨭب همᩛراهꨲم ݁ꨲاꨲست ، ی݁ꨲاد تꨭو چون𐨆 ستꨲارꨲهٔ آسꨲمان𐨆 ش݁ꨲادꨲم ݁ꨲاꨲست
ꨲشاپرك
: و شاپرك ها با بالہای خونیں
بࢪ روي مزار گلگون اؤ
بیخبࢪ از همہ چیز میࢪقصیدنډ