تصادفی با یکی آشنا میشی ولی بعدش کارت به جایی میرسه که اگه تصادف میکردی دردش کمتر بود.
بعضی آدمها فقط یکبارند، یعنی یکبار آنگونه که باید باشند هستند، بعضی روزها هم همینطور است. بعد هرچقدر که منتظر بمانی فایده ندارد که ندارد!
"من یک دلقک متولد شدم!
یک طنزپرداز بداههگو؛ یک کمدین مناسب موقعیت...
چون برای روایت زندگیم به شوخی نیاز داشتم، چون برای شنونده سخت بود شنیدن این رشته کوهِ متصل از بدبختی و ناکامی ...
باید با شوخی نگهش میداشتم تا بتونه بقیه قصه رو تاب بیاره و تا بتونم بقیه قصه رو تاب بیارم!
اما احساس میکنم دارم شوخطبعیم رو از دست میدم.
من شوخی میکنم برای فهم حقیقت نه برای فرار از حقیقت!
ولی این روزا مردم وقتی نمیفهمن شوخی میکنن، وقتی نمیخوان بفهمن شوخی میکنن، وقتی شرایط پیچیده میشه شوخی میکنن، وقتی نمیتونن خشک خشک توهین کنن شوخی میکنن! ..
من کمدین سابق برای همیشه از عرصه شوخی وطنز فاصله میگیرم؛ چون خیلی وقته که ما دیگه شوخی نمیکنیم.. مسخره میکنیم! "
معلومه که خسته میشم. نمیتونم هر بار بیام برات توضیح بدم که از رفتارت خستهام، از اینکه درک نمیکنی چه حرف و رفتاری منو ناراحت میکنه. معلومه از یه جا به بعد ول میکنم میرم و قید همهچی رو میزنم.