eitaa logo
قهوه‌ی دیازپام
70 دنبال‌کننده
425 عکس
155 ویدیو
8 فایل
We sat next to our panics and smoked .. https://daigo.ir/secret/91807623896
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌بینی؟ حالا یه گوشه نشستی و به این فکر می‌کنی که شاید منشأ تمام این زجر ها و شکنجه‌ها، تویی. تویی که شبیه یه جوهر سیاه، هر کی که از کنارت می‌گذره‌ رو تیره می‌کنی. آدم‌ها رو از موجود‌های معمولی با غم‌‌های معمولی‌ترشون، تبدیل به یه سری آدم‌های تاریک با وحشتناک‌ترین دردها می‌کنی. تو سیاهی و این سیاهی انقدر توی جون و وجودت ریشه دوونده که آفت و ضررش به هر چیزی که ذره‌ای به تو نزدیک شه می‌رسه. ایرادی نداره اگه نشد. ایرادی نداره اگه نمی‌شه. شاید بهتر باشه اجازه بدی آدم‌ها بدون تو، توی دنیایی که بهش عادت دارن زندگی کنن. شاید بهتر باشه یه گوشه بشینی تا وقتی که این دنیا برای همیشه از نبودنِ آدمایی مثل تو تمیز شه.
فکرم درگیر شده بود و با دود کردن سیگار خودمو خفه کرده بودم .. دیدم لیوان چای ام سرد شده کتری رو پر کردم و وقت دم کردن چای یاد داستایوسکی افتادم یک جایی در یادداشت‌های زیرزمینی نوشته بود:«مهم نیست، بذار همه‌ی دنیا بره به جهنم! ولی من باید چای‌ام رو داشته باشم.»
سرگردان در شهر؛ به دنبال سرنوشت خود در میان ساختمان ها قدم می زنم و به دنبال رویایم نفس می کشم.
من در حال کشیده شدن از چند جهت هستم و در هر جهت شخصی حق به جانب ایستاده و هیچکس سمت دیگه خودش رو نمی‌بینه و فقط معترضن که چرا به سمتشون نمی‌دوئم. این وسط هم فقط خودم می‌دونم که در حال پاره شدنم.
قارچ.
با هر دم و باز دم انگار ی تیغ میره تو ریه ام در میاد
بهش میگم من هنوز هرشب بهش فکر میکنم من نمیتونم تورو جایگزین اون کنم نمیخوامم بکنم نمیشنوه ...کره...کوره...اشتیاق کل وجودش و پر کرده و در نهایت از من اسیب میبینه چرا؟ چون هر لحظه که کنار اونم تورو تصور میکنم و در اخر با وجود اینکه تمام اینارو بهش گفتم ادم بدی میشم *اینجا بمونه تا مشخص شه.
انگار ذهنش داشت خودش را بالا می اورد.