این تودههای گوشتیِ تنها و حقیر دور هم میچرخن و در هم میلولن. اسمش رو دوستی میذارن و از روابط کاذبشون آسیب میبینن. عمدهای بامزهی لوزر.
کسی که تو تاریکیِ خودش مخفی میشه لزوما دیوونه نیست
کسی که با خودش حرف میزنه و صادقانه حقایق و میکوبه تو صورتت لزوما دیوونه نیست
کسی که قرص مصرف میکنه لزوما دیوونه نیست
از نظر من
دیوونه کسیه که نتونه احساسات و عقایدشو ابراز کنه و ادا دربیاره
درست مثل تو.
"ما هنرمند هستیم، عزیز من.
ما گریه نمی کنیم.
ما روی کاغذ خونریزی می کنیم.
از انها برای همه ی تراژدی ها تشکر میکنم.
من برای هنرم به آن نیاز داشتم."
بزرگ شده بود،
چشم هاش جزئیاتی رو میدید که هر کسی ممکن بود نبینه..
درست اندازه ی نقطه ی وسطِ پنج دهمِ اتودِ تو جیب جاشو.
درست اندازه ای که بدونه زیرِ این موی مشکی، موی سفید رو قایم کردی و ریمل زدی بهش...
جوری که با کوچیک ترین نگاه متوجه تمام چیزهای کثافتی بشه که توی کالبدت مخفی کردی.
فکر میکنید آدم از چه میمیرد؟
از گرسنگی؟ سیگار؟ غصه؟
نه!
آدم از بیاُمیدی میمیرد. از اینکه هر روز صبح چشمهایش را باز کند
و نداند چرا.
فورد کاپولا.