یعنی چی که تناسخ واقعی نیست؟
من درد تمام حسرت هایی که زمانش گذشته و با جمله «شاید تو یک زندگیه دیگه» تحمل کردم.
من باید از خودم مراقبت میکردم، در مقابل کسانی که قرار بود از من مراقبت کنند.
هدایت شده از قهوهی دیازپام
یه جایی خوندم میگفت.. شما آن چیزی که به نظر می رسید نیستید..شما همان موسیقی هستید که به آن گوش می دهید، فیلمهایی که تماشا می کنید....هنری که می سازید...گل هایی در موهایتان و پتوی مورد علاقه خود هستید...عادت های کوچکی هستید که فکر می کنید هیچ کس متوجه آن نمی شود. شما جوش روی بینی یا برآمدگی شکمتان نیستید. شما ران پا یا دندانهایتان نیستید. تو رنگ موهایت هستی، شما همان جورابهایی هستید که می پوشید و ژاکت مورد علاقهتان. شما آن چیزی که به نظر می رسید یا آن بدنی که در آن هستید نیستید، شما همان چیزی هستید که دوست دارید...