eitaa logo
شالگردن‌قرمز彡☆
77 دنبال‌کننده
848 عکس
304 ویدیو
9 فایل
به فدایِ رویِ گل‌نرگس عجل‌الله‌تعالی‌فرجه/⁦☆ 🇮🇷 دلتنگ امام رضا و رهبر شهید/محو جنگلای شمال/محمل اسکچ‌بوک های بیشمار/دلدادهٔ‌ نجف/منتظر ظهور؛
مشاهده در ایتا
دانلود
اجازه نداشتیم از داخل خونه عکس بگیریم. ورودی باریک و کوتاهی داشت. سمت راستش یه تابلو شجره نامه بود که از امیرالمومنین «ع» شروع میشد می امد تا خود آقا. در اول سمت چپ، اتاق مهمون بود. یه چرخ خیاطی مشکی قدیمی و تعدادی بالشت با روکش سفید با رزهای صورتی:) اتاق دوم، اتاق خانم و بچه‌ها. یه سری تشک و بالش های قرمز و یه کمد قدیمی.خانم کنارم بهش دست میزنه(فکر کنم بی اجازه) و میگه نرمه. توش پشم شیشه ست:)
اتاق بعدی آشپزخونه بود. بازهم چیز خاصی برای دیدن نبود فقط راه پله میخورد هم به پشت بودم و هم به زیرزمین. فقط یه فرش تو خونه بود و بقیه همه جا موکت های آبیِ قدیمی. اتاق بعدی اتاق عبادت. یه سجاده ساده و مهر، عماعه و دوتا عبا خوده آقا:) یه بخاری (نفتی؟) گوشه ی اتاق و کتبی مثل صحیفه سجادیه رو طاقچه. اتاق بعدی اتاق جلسات. یه میز کوچیک، یه سینی پر از فنجون، رو طاقچه رادیو و نوار کاست و یه ساعت. یه تعداد کاغذ از دستخط آقا با دست راست هم روی میز بود. نمی‌دونستم اینقدر خوش خط بودن:) این‌جا محل رفت و آمد آدمهای بزرگ مثل شهید بهشتی و آیت الله کوهستانی بود.
اتاق بعدی اتاق مطالعه. پر از کتاب. وسط یه میز بود با عکس حضرت آقا و دختران میناب. رو میز بعدی تعدادی روزنامه از دهه پنجاه (شایدم قبلترش) بود. و یه عکس از امام خمینی رو طاقچه.دختر کنارم (بازم بی اجازه) به روزنامه ها دست میزنه و مثل تربت میزنه به صورتش. کتاب ها با موضوعات مختلف اونجا بود. بین اون همه کتاب چشمم میخوره به دوتا جلد کتاب که کنار هم بودن. به اسم "فاجعه رمضان"و "کسی مرا نمی‌شناسد" شاید موضوعات هیچ ربطی نداشته باشن اما if you know you know:)
الان میریم کاخ گلستان از محل زندگی شاهان گذشته دیدن میکنیم و سالها بعد این خونهٔ قدیمی اما پر از نورِ ابرمرد ایران یه مکان تاریخی میشه تا ثابت کنه بزرگ بودن به زرق و برق تاج و تخت نیست.
انقدر گفتم نرفتم بیت رهبری آخرش رفتیم خونه رهبریT^T
پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی.pdf
حجم: 1.8M
📣 پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی 📱 @rahbar_enghelab_ir
در روزگاری که بی‌وطنان و خائنان به‌ وطن، شاهنامه و فردوسی را دست‌مایه بی‌غیرتی خود قرار داده و واژگان شاهنامه را، از ضحاک و اهریمن تا کاوه آهنگر و درفش کاویانی، بازیچه امیال وطن‌فروشانهٔ خود کرده‌اند، آیت‌الله‌ سیدمجتبی خامنه‌ای کسی است که روز بزرگداشت فردوسی را گرامی می‌دارد و در رثای کهن‌زبان فارسی جمله‌ها می‌گوید، نه آن دیگری‌ها. اوست که فردوسی را تمجید می‌کند و از ما می‌خواهد فردوسی‌گونه باشیم. اوست که زبان فارسی را دارای ظرفیت‌های عظیم ترویج تمدن ایرانی می‌داند. مدعیان آریازادگی و ایرانی‌گری، که به‌جای قرآن در سفره هفت‌سین شاهنامه می‌گذاشتند، فرزندانی دارند که زبان فارسی نمی‌دانند و به‌ناچار در تجمعات‌شان انگلیسی صحبت می‌کنند. همسرانی که هنگام زمزمه شعرهای مشهور فارسی در تجمعاتشان می‌گویند «من بلد نیستم.» سربازان خامنه‌ای اینجا در میدان رزم، آرش‌گونه سوی ضحاک‌وشان تیر می‌اندازند و‌ مردم در خیابان‌ها از رستم تهمتن می‌گویند؛ شما آنجا مجیز دیو‌ها را بگویید و برای ضحاک خون تازه کودکان ایرانی را هدیه کنید.‌دیوصفتان پست بی‌وطن. «مهدی مولایی» @m_molaie110
هدایت شده از شهاب پارسا
+کی خودش شاعر بود؟ -رهبر انقلاب +کی شاعران رو حمایت می‌کرد؟ -رهبر انقلاب +کی می‌گفت فارسی باید زبان علمی دنیا شه؟ -رهبر انقلاب +کی مثل قهرمان‌های شاهنامه ایستادگی کرد و جنگید؟ -رهبر انقلاب +کی می‌تونست ساعت‌ها در مورد فردوسی و زبان فارسی صحبت کنه؟ -رهبر انقلاب +آفرین، حالا کی میراث‌دار فردوسیه؟ -پهلوی
شالگردن‌قرمز彡☆
به جای پرده پارچه‌های سفید معمولی استفاده شده بود. تنها خونه ی ساده ای که توش حس خوبی داشتم. یه جورایی اطمینان خاطر. تمرکز داشتم، درست فکر می کردم، اصلا خونه باید همین شکلی باشه شلوغی واقعاً آدم و دیوانه می‌کنه(به عنوان یه آدمِ تنوع طلبِ عاشق شلوغ پلوغ)
بالاخره منم به کیفم پاپیون پرچم ایران زدم😭🇮🇷
هدایت شده از بی‌نهایت
فکر کن تو خونه‌ی خودتون، پیشِ بابات هم نتونی راحت عقایدت رو به زبون بیاری... این حال و روزِ بکر بن صالحه. شیعه‌ای که تو زندگیش دچار یه گره کور و دردناک شده بود. یه‌روز که دیگه کارد به استخون‌ش رسیده بود و پریشون‌احوال بود، برای امام جواد علیه‌السلام نامه‌ای با این مضمون نوشت که: «آقاجون! پدرم ناصبیه _با اهل‌بیت دشمنی داره_ عقاید منحرفی داره و خیلی هم آزارم می‌ده... فداتون بشم، اولاً برام دعا کنید، ثانیاً بفرمایید که با او چه کنم؟ افشاگری و رسواش کنم یا باهاش بسازم و تحمل کنم؟» حضرت براش نوشتند: «نامه‌ات رو دربارهٔ پدرت فهمیدم. ان‌شاءالله همیشه دعات می‌کنم. اما مدارا کن که مدارا برات بهتر از افشاگریه و بعدِ هر سختی، آسونیه. صبر داشته باش که عاقبت مال آدم‌های باتقواست! بعد، آخرِ نامه یه جمله‌ای نوشتند که آدم دلش می‌خواد قابش بگیره برای تموم‌ روزهای تلخ زندگیش: «خدا تو رو تو مسیرِ ولایتی که هستی ثابت‌قدم نگه داره. ما و شما در امانتِ خدا هستیم و خدا امانتِ خودش رو ضایع نمی‌کنه!» بکر می‌گه بعد از این نامه‌ و دعای امام، بابام کلاً برگشت؛ متحول شد و دیگه هیچ‌وقت سدِ راهِ من نشد و باهام مخالفت نکرد. ـ برگرفته از بحارالانوار، ج ۵٠، صفحهٔ ۵۵. شهادت امام جواد علیه‌السلام، عزیزدُردونهٔ امام رئوف‌مون، تسلیت...🖤@binahayat_ir
اجرک‌الله یا علی‌بن‌موسی‌الرضا 🖤