eitaa logo
یادداشت هایم
222 دنبال‌کننده
68 عکس
10 ویدیو
0 فایل
طلبۀ عصر امام خمینی(ره) هستم. امام خمینی ابَر انسانِ عصری است که در آن می‌زیَم. در مسیری که به یاری خدا می‌پیمایم، از آن چه ذیل مکتب حضرت امام آموخته‌ام، گاه و بی‌گاه یادداشت‌هایی دارم. @Mehdiqarib
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مهدی قریب
سفرنامه تبلیغ محرم 1446 قسمت چهارم 🌹با شنیدن اذان ظهر راه افتادم برای نماز. رفتم سمت امامزاده شهر که نزدیک محل اسکان ما است. خودشان می گویند امام زاده شاه زاده علی که از نوادگان امام کاظم هستند. البته آن جا نماز برگزار نمی شد و رفتم سمت مسجد جامع. در آن جا هم دو نفر مرد و دو نفر زن بودند و گفتند نماز جماعت ظهرها در مسجد صاحب الزمان برگزار می شود. خلاصه همان جا نماز را خواندم. 🌹راستی در امام زاده قبر مطهر یک عالمی بود که از سال 40 به دستور آقای بروجردی آمده بود این جا و مستقر شده بودند. حضرت آیت الله سِمتی که در شرح حالشان نوشته بود از شاگردان آقای داماد و آقای بروجردی. ایشان خیلی این جا زحمت کشیده است. رازی که دنبالش می گشتم را یافتم! فرهنگ دینی و هویت مهربان و غریب نواز را از ایشان دارند. البته یحتمل چون شیرازی هستند، خمیرمایه شان هم مستعد بوده است😊 ✳️چقدر جای هجرت علمای تراز اول که عالم بلاد می شدند در زمانۀ ما خالی است. همه مشغول درس و بحث و احیانا کمی هم فضای مجازی هستیم. هدایت از راه دور😊 البته حاج آقا یوسف پور هم به عنوان روحانی طرح هجرت این جا مستقر هستند. ایشان هم روحیۀ جهادی و عالی دارند. علاوه بر این که کلی به بنده لطف داشتند و به عنوان یک راهنما کل شهر را به من نشان دادند، با همۀ مردم رابطۀ بسیار خوبی دارند. تقریبا همۀ شهر و روستاهای اطراف ایشان را می شناسند. همه با احترام با ایشان برخورد می کردند. که حتما ناشی از زحمات خود ایشان است. 💪خلاصه حضور روحانیت معزز این جا بالا است. آقای احمدی و آقای نادری و فرزند آقای یوسف پور هم تقریبا کاری کرده که بندۀ حقیر احساس می کنم فریب خوردم و نیازی نبود بیایم این جا. همه جوره از حقیر مستغنی هستند. البته تواضع فوق العاده شان همواره بنده را شرمنده می کند. 🍀🍀 غروب باران سیل آسایی باریدن گرفت. فرش های خیمۀ هیأت را خیس کرده بود. اعلام کردند که هیأت در امام زاده برگزار می شود. شب دوم محرم در محضر امام زاده در مورد لزوم همراهی خانوادگی با امام حسین صحبت کردم. قول دادم که راهکارهای عملیاتی برای مهارت افزایی پدر و مادر ارائه بدهم. اجمالا عرض کردم از همه چیز مهم تر این است که خانواده شخصیت مجزا داشته باشد. شب دوم را با روضۀ حبیب تمام کردم. اولین بار این روضه را از آقا مجتبی تهرانی شنیدم. من اساسا معنای روضۀ عاشقانه و عشق به امام حسین را با این آیت الهی چشیدم. روحش با امام خمینی محشور باشد. من الغریب الی رجل فقیه حبیب بن مظاهر الاسدی. اما بعد الان قد نزلنا بکربلا و انت تعلم قرابتنا برسول الله. ان اردتَ نصرتَنا فاقدم الینا عاجلا. والسلام😭😭 پایان قسمت چهارم @yadashthayam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سردار دلها... شب چهارم محرم. هیات علمدار نوبندگان
سفرنامه تبلیغ محرم 1446 قسمت پنجم 🍀🍀🍀🍀🍀 🌹صبح روز دوم رفتم برای نماز صبح به مسجد جامع. ظهر هم برای نماز مجددا مشرف به مسجد جامع شدم. 🌹خیمۀ عزای هیأت علمدار کنار مسجد جامع برپا شده. صحن مسجد هم دست خانم ها است. ظاهرا بچه ها هم در ساعت هیأت در همان مکان مشغول بازی می شوند. ❇️شب سوم هم باران آمد و باز مجبور شدیم برویم داخل امامزاده برای اقامۀ عزا. داخل امامزاده سقف بلند است و باندها هم برای هیأت تنظیم نیست. البته دخترهایم راضی اند چون در محیط باز به هر حال گاهی ملخ هم پیدا می شود.😊 محیط امامزاده خیلی معنوی است. البته چون فضای خانم ها و آقایان فقط با یک پرده جدا شده است، طبق معمول عمدۀ خانم ها اصلا گوش نمی دهند و صدای همهمه می آید. بعضی مردها هم داشتند گوش نمی دادند که معلم بازی من گل کرد و با شوخی گفتم بیاید جلو پیش من تا حواسم بهتون باشه. خلاصه با شوخی و خنده فضای دوست داشتنی هیأت محبت آمیز هم شد. 😘 شب سوم را پیرغلام ها و روضه خوان ها به یاد حضرت رقیه برگزار می کنند. عرض کردم به حضرت رقیه که ما را این گونه نگاه کند و روضۀ شب سوم را این گونه آغاز کردم: من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما گرچه آلوده ام مبادا برانی مرا از درت به پهلوی بشکستۀ مادرت...😭 بعد از روضه و شام به همراه حاج آقا یوسف پور رفتیم و به هیأت های زنجیر زنی سر زدیم. خیلی باصفا است. گوشه به گوشه هیأت و حسینیه است. صبح هم در امامزاده زیارت عاشورا برقرار است. بعد از مراسم با حاج آقا یوسف پور عزیز رفتیم گلزار شهدا. سر راه با همسایه دیوار به دیوارمان سلام و علیک کردیم. فهمیدم موجی شده دفاع مقدس است و بلندگو اذیتش می کند. گفت هر صدای کوچکی ذهنم را اذیت می کند. جای شما خالی... پایان قسمت پنجم https://eitaa.com/yadashthayam
جلسه اول-همراهی خانوادگی با امام.mp3
9.05M
شب اول محرم 1446 قمری هر که دارد سر همراهی ما بسم الله... همراهی با امام خانوادگی زیباست... https://eitaa.com/yadashthayam
جلسه دوم_بنای خانواده.mp3
8.33M
چرا همراهی خانوادگی با امام؟ خانواده اساسی ترین بنا در اسلام! https://eitaa.com/yadashthayam
جلسه سوم_لذت واقعی با امام.mp3
8.1M
شب سوم محرم 1446 انسان در زندگی دنبال خوشبختی و لذت است... https://eitaa.com/yadashthayam
ظاهراً آب رسیده ولی دیر شده حربه حرمله در گلوگیر شده روز هفتم محرم 1446 ما شرمنده امام زمان...😭 https://eitaa.com/yadashthayam
جلسه چهارم_راهکار ایجاد شخصیت در خانواده .mp3
7.26M
شب چهارم محرم 1446 شخصیت دادن به خانواده را موفقیت در ایجاد خانواده مستحکم https://eitaa.com/yadashthayam
شب ششم_سه گانه زندگی دینی.mp3
9.2M
شب ششم محرم 1446 اصول زندگی دینی، معرفت و عشق و معنویت و عقلانیت... https://eitaa.com/yadashthayam
سفرنامه تبلیغی محرم1446 قسمت ششم ✳️✳️✳️✳️✳️ 🌹صبح با آقای علی صالحی رفتیم داخل نوبندگان. علی آقا نوجوان باهوش و با ادب. کارهای هیأت به خصوص در ایام سال به عهدۀ ایشان است. دارد معلم می شود. کلی تشویقش کردم. واقعا چنین افرادی نیاز امروز دستگاه تعلیم و تربیت کشور ما هستند. 🍀برای خودش راوی هم هست. هم روایت نوبندگان را به خوبی می داند هم روایت شهدای نوبندگان را. کلی صفا کردیم خلاصه. 🟢رفتیم سر قبر سلطان بانو. این خانم ظاهرا یهودی بوده است. به خاطر ازدواج با خان نوبنگان مسلمان می شود. نزدیک انقلاب که یهودی ها می خواستند مهاجرت کنند به او می گویند بیا برویم دیگر این جا تنها می مانی کسی از فامیلت هم نیست. این بانوی فهمیده می گوید من مسلمان نشدم که دوباره برگردم به یهودیت. تازه تنها هم نیستم. خانم فاطمۀ زهرا هست. پرسیدم چطور این فهم را پیدا کرده بوده. علی آقا حدس جالبی زد. گفت ایشان به خاطر این که یهودی بوده زیاد زخم زبان می شنیده. تحمل می کرده. خدا به او عنایت داشته. گفتند دم مرگش و در بستر و حالت احتضار، مدام اشهد ان علیا ولی الله می گفته. خیلی عجیب است. چطور خدا یک بنده اش را عاقبت به خیر می کند. علی آقا می گفت من سر قبرش حاجت می گیرم. من هم سر قبر این بانو برای مردم غزه دعا کردم. ✳️بعدش رفتیم گلزار شهدا. این جا برای هزارمین بار با کرامت امام خمینی مواجه شدم. دو تا رفیق بودند آقا حجت الله ذوالفقاری و آقا منصور فتاحی. هفده ساله بودند که با هم می روند جبهه. نیروی بسیجی و با هم شهید می شوند و با هم بر می گردند. این ها امام زادگان عشقند. امام فرمود. صدای امام به این جا چگونه رسیده؟ بعد چگونه با دل این ها مرتبط شده؟ این ها فتح الفتوح انقلاب هستند. مادر شهید حجت الله ذوالفقاری فرموده بود، پسرش یازده ساله که بوده خواب می بیند که شهید شده و تابوتش رو روی تابوت امام حسین می گذارند. مزار آقا رسول ابراهیمی هم رفتیم. شرور شهر که توبه می کند و می شود حرّ نوبندگان. می رود جبهه و شهید می شود. خمینی چند تا از این ها در کل کشور داشته باشد باید به او و راهش ایمان آورد؟ نوبندگان بیش از 40 شهید دارد. پایان قسمت ششم https://eitaa.com/yadashthayam
شب هفتم_هیات بهترین طرح برای زندگی دینی.mp3
8.26M
شب هفتم محرم1446 هیات الگوی مترقی شیعی برای زندگی دینی https://eitaa.com/yadashthayam